عفیف باختری
روزی که آن درخت تنومند اره شد
روزی که آن درخت تنومند اره شد خورشید نا پدید در اعماق دره شد یک باره زد به دور خودش دوره آسیاب هر آن چه…
می میرم و به مرگ خودم گریه می کنم
می میرم و به مرگ خودم گریه می کنم ای زنده گی برای تو کم گریه می کنم؟ پایان راه و یار مسافر در ایستگاه…
برف می بارید
برف می بارید بر لبانش غیر یک لبخند شیطانی نبود شهر، تصویرش که دیدم هیچ انسانی نبود برف می بارید و می بارید و می…
زندیگنامه
عفیف باختری عفیف باختری (زاده ۱۳۴۱ ٬درگذشته ۸ ثور / اردیبهشت ۱۳۹۶، مزار شریف – بلخ) یکی از روزنامهنگاران و شاعران فارسی زبان شناخته شده…
ناقوس مرگ
ناقوس مرگ ناقوس مرگ را به صدا آورد غروب پاییز را به خاطر ما آورد غروب ای کاش جای غصه ـ هر اندازهای که است…
از آن سوی رودخانه
از آن سوی رودخانه احاطه کرده هزاران غم زمانه مرا اجل گرفته به انگشت خود نشانه مرا یکی دو ثانیه قبل از سکوت اعدامم مجال…
ستاره
ستاره خوابیده شب قریه در آغوش ستاره تابوت خیابان شده گلبوش ستاره رازی که به هر شبپره افشا نتوانم وقت است کنم زمزمه در گوش…
هاله یی از نور
هاله یی از نور با هر قدم که از نظرم دور می شوی پنهان میان هاله یی از نور می شوی گاهی شبیه گل به…
برگ زرد
برگ زرد درد بودن چگونه دردی هست؟ تلخی منحصر به فردی هست خاطر از چیست قابِ بیتصویر؟ روی آیینه خاک و گردی هست هر که…
سرود سکوت
سرود سکوت سکوت سرشار از اشتهاست عنکبوت پیر مگسی را چهارچشم می پاید بگذار گنجشک هیچ آوازی پر نگیرد از شاخه و پرواز پشه یی…





