گلچین اشعار هوشنگ ابتهاج
زمانه قرعه ی نو میزند به نام شما
زمانه قرعه ی نو میزند به نام شما خوشا شما که جهان میرود به کام شما درین هوا چه نفسها پر آتش است و خوش…
بازم به سر زد امشب ای گل هوای رویت
بازم به سر زد امشب ای گل هوای رویت پایی نمی دهد تا پر وا کنم به سویت گیرم قفس شکستم وز دام و دانه…
رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردم
رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردم آشنای و دلم بود و به دست تو سپردم اشک دامان مرا گیرد و در پای من…
با این دل ماتم زده آواز چه سازم
با این دل ماتم زده آواز چه سازم بشکسته نی ام بی لب دم ساز چه سازم در کنج قفس می کشدم حسرت پرواز با…
ز سرگذشت چمن دل به درد می آید
ز سرگذشت چمن دل به درد می آید ببند پنجره را باد سرد می آید دریغ باغ گل سرخ من که در غم او همه…
این عشق ، چه عشق است ؟ ندانیم که چون است
این عشق ، چه عشق است ؟ ندانیم که چون است عقل است و جنون است و نه عقل و نه جنون است فرزانه چه…
دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود
دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود هواگرفته ی عشق از پی هوس نرود به بوی زلف تو دم می زنم درین شب…
ای فرستاده سلامم به سلامت باشی
ای فرستاده سلامم به سلامت باشی غمم آن نیست که قادر به غرامت باشی گل که دل زنده کند بوی وفایی دارد تو مگر صاحب…
فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت
فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت دیدیم کزین جمع پرکنده کسی رفت شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ زین گونه…
دلم گرفته خدا را تو دلگشایی کن
دلم گرفته خدا را تو دلگشایی کن من آمدم به امیدت تو هم خدایی کن به بوی دلکش زلفت که این گره بگشای دل گرفته…





