دلم به سینهٔ سوزان مشوش افتادست

دلم به سینهٔ سوزان مشوش افتادست دل از کجا؟ که در این خانه آتش افتادست خوشیم با غم عشقت، که وقت او خوش باد! چه…

Continue Reading...

خواهم که به زیر قدمت زار بمیرم

خواهم که به زیر قدمت زار بمیرم هر چند کنی زنده، دگر بار بمیرم دانم که چرا خون مرا زود نریزی خواهی که به جان…

Continue Reading...

جان من الله الله این چه تن‌ست؟

جان من الله الله این چه تن‌ست؟ نه تن توست بلکه جان من‌ست این که گل در عرق نشست و گداخت همه از انفعال آن…

Continue Reading...

بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالی‌ست

بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالی‌ست شب چنین، روز چنان، آه! چه مشکل حالی‌ست! هرگزت نیست بر احوال غریبان رحمی ما…

Continue Reading...

بر سر بالین طبیب از نالهٔ من زار شد

بر سر بالین طبیب از نالهٔ من زار شد از برای صحت من آمد و بیمار شد دوش در کنج غم از فریاد دل خوابم…

Continue Reading...

ای شوخ، مکش عاشق خونین‌جگری را

ای شوخ، مکش عاشق خونین‌جگری را شوخی مکن، انگار که کشتی دگری را خواهی که ز هر سو نظری سوی تو باشد زنهار! مرنجان دل…

Continue Reading...

آمد آن سنگین‌دل و صد رخنه در جان کرد و رفت

آمد آن سنگین‌دل و صد رخنه در جان کرد و رفت ملک جان را از سپاه غمزه ویران کرد و رفت آن که در زلفش…

Continue Reading...

وه! چه عمرست این که در هجر تو بردم عاقبت؟

وه! چه عمرست این که در هجر تو بردم عاقبت؟ جان شیرین را به صد تلخی سپردم عاقبت گر شکایت داشتی از ناله و درد…

Continue Reading...

نه رفیقی که بود در پی غم‌خواری دل

نه رفیقی که بود در پی غم‌خواری دل نه طبیبی که کند چارهٔ بیماری دل دل بیمار مرا هر که گرفتار تو خواست یارب آزاد…

Continue Reading...

من کیم بوسه زنم ساعد زیبایش را؟

من کیم بوسه زنم ساعد زیبایش را؟ گر مرا دست دهد بوسه زنم پایش را چشم ناپاک بر آن چهره دریغ است، دریغ دیدهٔ پاک…

Continue Reading...