ای سر زلف تو کمند حیات

ای سر زلف تو کمند حیات نیست ز قید تو امید نجات آب حیاتی تو و خط بر لبت سبزهٔ تر بر لب آب حیات…

Continue Reading...

اگر چون تو سروی ز جایی برآید

اگر چون تو سروی ز جایی برآید شود رستخیز و بلایی برآید خدا را، لب خود به دشنام بگشا که از هر زبانی دعایی برآید…

Continue Reading...

یارب! غم ما را که به عرض تو رساند؟

یارب! غم ما را که به عرض تو رساند؟ کانجا که تویی باد رسیدن نتواند خاکم چو برد باد پریشان شوم از غم کز من…

Continue Reading...

هست آرزوی کشتن آن تندخو مرا

هست آرزوی کشتن آن تندخو مرا گر او نکشت می کشد این آرزو مرا جان من از جدایی آن مه به لب رسید ای وای!…

Continue Reading...

نا دیده می‌کنی چو فتد دیده بر منت

نا دیده می‌کنی چو فتد دیده بر منت جانم فدای دیدن و نادیده کردنت فردا که ریزه ریزه شود تن به زیر خاک برخیزم و…

Continue Reading...

من با تو یک‌دلم، سخن و قول من یکی‌ست

من با تو یک‌دلم، سخن و قول من یکی‌ست این‌ست قول من که شنیدی سخن یکی‌ست بگداختم، چنان که اگر سر برم به جیب کس…

Continue Reading...

ما عاشقیم و بی سر و سامان و می‌پرست

ما عاشقیم و بی سر و سامان و می‌پرست قانع به هر چه باشد و فارغ ز هر چه هست ای رند جرعه‌نوش، تو و…

Continue Reading...

کاکل ز چه بگذاشته‌ای تا کمر خود؟

کاکل ز چه بگذاشته‌ای تا کمر خود؟ مگذار بلاهای چنین را به سر خود رفتار تو را گر ملک از عرش ببیند آید به زمین…

Continue Reading...

عاشقان را نه گل و باغ و بهارست غرض

عاشقان را نه گل و باغ و بهارست غرض همه سهل‌ست، همین صحبت یارست غرض غرض آنست که فارق شوم از کار جهان ور نه…

Continue Reading...

زان پیشتر که عقل شود رهنمون مرا

زان پیشتر که عقل شود رهنمون مرا عشق تو ره نمود به کوی جنون مرا هم سینه شد پر آتش و هم دیده شد پر…

Continue Reading...