غزلیات هلالی جغتائی
چه غم گر در سرم شوریست از سودای گیسویت؟
چه غم گر در سرم شوریست از سودای گیسویت؟ سر صد همچو من بادا فدای هر سر مویت تن چون موی را خواهم به گیسوی…
تا عمر بود در هوس روی تو باشم
تا عمر بود در هوس روی تو باشم در خاک شوم خاک سر کوی تو باشم فردای قیامت نروم جانب طوبی در سایه سرو قد…
به راهت بینم و از بیخودی بر رهگذر غلتم
به راهت بینم و از بیخودی بر رهگذر غلتم به هر جا پانهی، از شوق پابوست به سر غلتم به هر پهلو که میافتم به…
این تازه گل که میرسد از بوستان کیست؟
این تازه گل که میرسد از بوستان کیست؟ نخل کدام گلشن و سرو روان کیست؟ باز این نهال تازه که سر میکشد به ناز سرو…
ای تو سرو چمن حسن و گل باغ جمال
ای تو سرو چمن حسن و گل باغ جمال جلوهٔ حسن و جمالت همه در حد کمال با چنین حسن تو را ماه فلک چون…
از آن چه سود که نوروز شد جهان افروز؟
از آن چه سود که نوروز شد جهان افروز؟ که بی تو روز و شب ما برابرست امروز اگر به قصد دلم سوی تیغ دست…
یار گفت از ما بکن قطع نظر گفتم به چشم
یار گفت از ما بکن قطع نظر گفتم به چشم گفت قطعاً هم مبین سوی دگر، گفتم به چشم گفت یار از غیر ما پوشان…
هر روز در کویش روم، پیدا کنم یار دگر
هر روز در کویش روم، پیدا کنم یار دگر او را بهانه سازم و آنجا روم بار دگر کارم همین عشقست و من حیران کار…
مه من، به جلوهگاهی که تو را شنودم آنجا
مه من، به جلوهگاهی که تو را شنودم آنجا جگرم ز غصه خون شد، که چرا نبودم آنجا؟ گه سجده خاک راهت به سرشک میکنم…
مسکین طبیب، چارهٔ دردم خیال کرد
مسکین طبیب، چارهٔ دردم خیال کرد بیچاره را ببین چه خیال محال کرد؟ کی میرسد خیال طبیبان به درد من؟ دردن بدان رسید که نتوان…





