رباعیات هلالی جغتائی
با هر که نشینی و قدح نوش کنی
با هر که نشینی و قدح نوش کنی از رشک مرا خراب و مدهوش کنی گفتی که چو می خورم تو را یاد کنم ترسم…
شد ماه من آن شمع شبافروز امشب
شد ماه من آن شمع شبافروز امشب گو چرخ و فلک ز رشک میسوز امشب امشب نه شب وصل، شب قدر منست بهتر ز هزار…
آیینهٔ نورست رخ یار امشب
آیینهٔ نورست رخ یار امشب ای مه، بنشین در پس دیوار امشب ای مهر بپوش روی خود را در ابر ای صبح، دم خویش نگه…
دیدم که یکی دو دسته از سنبل تر
دیدم که یکی دو دسته از سنبل تر بر بسته و خوش نهاده در پیش نظر گفتم که برو دو زلف یارم بنگر بر بسته…
ای سیمذقن، این چه دهان و چه لبست؟
ای سیمذقن، این چه دهان و چه لبست؟ این خال چه خال و این چه زلف عجبست؟ روی تو در آن دو زلف مشکین چه…





