غم دارم و غم‌گسار می‌باید و نیست

غم دارم و غم‌گسار می‌باید و نیست در دست من آن نگار می‌باید و نیست درد سر اغیار نمی‌باید و هست تشریف حضور می‌باید و…

Continue Reading...

بگداختم از دست جفا کردن تو

بگداختم از دست جفا کردن تو این‌ست طریق بنده پروردن تو؟ گر من به گناه عاشقی کشته شوم خون من بی‌گناه در گردن تو

Continue Reading...

گر دل برود من نروم از نظرت

گر دل برود من نروم از نظرت ور جان بدهم، خاک شوم در گذرت چون گرد شوم بر آستانت آیم بنشینم و برنخیزم از خاک…

Continue Reading...

باز آی، که از جان اثری نیست مرا

باز آی، که از جان اثری نیست مرا مدهوشم و از خود خبری نیست مرا خواهم که به جانب تو پرواز کنم اما چه کنم…

Continue Reading...

کس نیست انیس دل غم‌پرور من

کس نیست انیس دل غم‌پرور من تا پاک کند اشک ز چشم تر من سویم هم آب چشم می‌آید بس آن نیز روان می‌گذرد از…

Continue Reading...

با هر که نشینی و قدح نوش کنی

با هر که نشینی و قدح نوش کنی از رشک مرا خراب و مدهوش کنی گفتی که چو می خورم تو را یاد کنم ترسم…

Continue Reading...

شد ماه من آن شمع شب‌افروز امشب

شد ماه من آن شمع شب‌افروز امشب گو چرخ و فلک ز رشک می‌سوز امشب امشب نه شب وصل، شب قدر من‌ست بهتر ز هزار…

Continue Reading...

آیینهٔ نورست رخ یار امشب

آیینهٔ نورست رخ یار امشب ای مه، بنشین در پس دیوار امشب ای مهر بپوش روی خود را در ابر ای صبح، دم خویش نگه…

Continue Reading...

دیدم که یکی دو دسته از سنبل تر

دیدم که یکی دو دسته از سنبل تر بر بسته و خوش نهاده در پیش نظر گفتم که برو دو زلف یارم بنگر بر بسته…

Continue Reading...

ای سیم‌ذقن، این چه دهان و چه لبست؟

ای سیم‌ذقن، این چه دهان و چه لبست؟ این خال چه خال و این چه زلف عجبست؟ روی تو در آن دو زلف مشکین چه…

Continue Reading...