روی تو که رشک ماه ناکاسته است

روی تو که رشک ماه ناکاسته است باغی است که از هر گلی آراسته است گر زان که خدا نیز وفائی بدهد آنی که دل…

Continue Reading...

باز آی و دلم ز هجر پردرد نگر

باز آی و دلم ز هجر پردرد نگر در سینهٔ گرمم نفس سرد نگر در گوشهٔ بی‌مو نسیم تنها بین در زاویهٔ بی‌کسیم فرد نگر

Continue Reading...

از عشق تو جان بی قراری دارم

از عشق تو جان بی قراری دارم در دل ز غم تو خار خاری دارم هر دم کشدم سوی تو بیتابی دل می‌پنداری که با…

Continue Reading...

زان روز که شد بنای این نه طارم

زان روز که شد بنای این نه طارم بس دور زد آسمان و گردید انجم تا یک در بی‌نظیر آمد به وجود وان در یگانه…

Continue Reading...

هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذرد

هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذرد بر من زغمت به تاب و تب می‌گذرد تو خفته به استراحت و بی تو مرا…

Continue Reading...

از جور بتی ز عمر خود سیر شدم

از جور بتی ز عمر خود سیر شدم وز بیدادش ز عمر دلگیر شدم از تازه جوانی که به پیری برسد ناکرده جوانی به جهان…

Continue Reading...