گوهرفشان کن آن لب کز شوق جان فشانم

گوهرفشان کن آن لب کز شوق جان فشانم جان پیش آن دو لعل گوهرفشان فشانم گر بی توام به دامن نقد دو کون ریزند دامان…

Continue Reading...

شهر به شهر و کو به کو در طلبت شتافتم

شهر به شهر و کو به کو در طلبت شتافتم خانه به خانه در به در جستمت و نیافتم آه که تار و پود آن…

Continue Reading...

دل بوی او سحر ز نسیم صبا شنید

دل بوی او سحر ز نسیم صبا شنید تا بوی او نسیم صبا از کجا شنید بیگانه گفت اگر سخنی در حقم چه باک این…

Continue Reading...

تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود

تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود غم و اندوه توام در دل و جان خواهد بود آخر از حسرت بالای…

Continue Reading...

با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند

با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند یاد کن یاد ز ناکامی ناکامی چند بی تو احوال مرا در دل شب‌ها داند هر که…

Continue Reading...

گواهی دهد چهرهٔ زرد من

گواهی دهد چهرهٔ زرد من که دردی بود بی‌دوا درد من شدم خاک اگر از جفایش مباد نشیند به دامان او گرد من به گلزاری…

Continue Reading...

شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می

شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می عجب مدار که سرها شکسته بر سر می ستم به ساغر می‌شد نه بر سر من اگر…

Continue Reading...

دل عشاق روا نیست که دلبر شکند

دل عشاق روا نیست که دلبر شکند گوهری کس نشنیده است که گوهر شکند بر نمی‌دارم از این در سر خویش ای دربان صد ره…

Continue Reading...

بی‌مهری اگر چه بی‌وفا هم

بی‌مهری اگر چه بی‌وفا هم جور از تو نکو بود جفا هم بیگانه و آشنا ندانی بیگانه کشی و آشنا هم پیش که برم شکایت…

Continue Reading...

ای گمشده دل کجات جویم

ای گمشده دل کجات جویم در دام که مبتلات جویم دیروز چو آفتاب بودی امروز چو کیمیات جویم ای مرغ ز آشیان رمیده در دامگه…

Continue Reading...