آن دست که بود کوته از زلف تو باز

آن دست که بود کوته از زلف تو باز بشکست و شکسته بهتر آن زلف دراز در گردن من چرا بباید بستن دستی که نبود…

Continue Reading...

گر تیر غم تو را نشانیم چه غم

گر تیر غم تو را نشانیم چه غم در عشق تو رسوای جهانیم چه غم بدنامی و ننگ را ندانیم چه باک وزغمناکی چو شاد…

Continue Reading...

در وادی عشق اگر طلب باید کرد

در وادی عشق اگر طلب باید کرد آسایش و راحت از تعب باید کرد با شادی و خرمی غمین باید بود با غصه و اندوه…

Continue Reading...

با عهد تو چرخ را قراریست درست

با عهد تو چرخ را قراریست درست کاید هر سال خوش تر از سال نخست یا رب هرگز دلت جز آسوده مباد کاسایش حلق در…

Continue Reading...

امشب دگر ای دوست نه تنها مستم

امشب دگر ای دوست نه تنها مستم دیوانه و مست هر چه خواهی هستم چون دست نمیدهد که بوسم پایت افتاده ام از پای که…

Continue Reading...

گر بار دگر گذر بکویت فکنم

گر بار دگر گذر بکویت فکنم این دیده ی غمدیده برویت فکنم یا دل که بجان رسیده گیرم ز تو باز یا جان بلب رسیده…

Continue Reading...

رخسار تو خورشید جهان افروز است

رخسار تو خورشید جهان افروز است گیسوی تو تیره شام مشک اندوز است ابروی تو در میان هلالی ست مگر کز یک سویش شب و…

Continue Reading...

با قدر تو نام اوج گردون ننگی

با قدر تو نام اوج گردون ننگی با جاه تو وسعتگه عالم تنگی با عدل تو احتساب کسری ظلمی با رای تو مرات سکندر زنگی

Continue Reading...

امروز میان شهر دیوانه منم

امروز میان شهر دیوانه منم در دهر بدیوانگی افسانه منم بیگانه ز آشنا و بیگانه منم مردود در کعبه و بتخانه منم

Continue Reading...

کیوانت ستاده بر در ایوان باد

کیوانت ستاده بر در ایوان باد بهرام فتاده بر سر میدان باد ناهید درون بزم و برجیس برون مه بر سر مهر و تیر در…

Continue Reading...