رباعیات نشاط اصفهانی
با قدر تو نام اوج گردون ننگی
با قدر تو نام اوج گردون ننگی با جاه تو وسعتگه عالم تنگی با عدل تو احتساب کسری ظلمی با رای تو مرات سکندر زنگی
امروز میان شهر دیوانه منم
امروز میان شهر دیوانه منم در دهر بدیوانگی افسانه منم بیگانه ز آشنا و بیگانه منم مردود در کعبه و بتخانه منم
کیوانت ستاده بر در ایوان باد
کیوانت ستاده بر در ایوان باد بهرام فتاده بر سر میدان باد ناهید درون بزم و برجیس برون مه بر سر مهر و تیر در…
در کار جهان نیستی از هستی به
در کار جهان نیستی از هستی به بی دانشی و بیخودی و مستی به جویم ز چه برتری که از بام جهان باید چو فتاد…
با خود همه عیب و با جمال تو خوشیم
با خود همه عیب و با جمال تو خوشیم با خود همه نقص و با کمال تو خوشیم با خود همه سر بسر ملالیم ولی…
از وصل اگر حکایتی باید کرد
از وصل اگر حکایتی باید کرد مشکل که بما عنایتی باید کرد بردرگه عدل میبرندم ای فضل وقت است اگر حمایتی باید کرد
گر با تو بود کس همه عالم راه است
گر با تو بود کس همه عالم راه است ور بی تو رود جهان سراسر چاه است با خاک سرو چاک گریبان پیوست آن دست…
در هجر تو گر دمی بکامم باشد
در هجر تو گر دمی بکامم باشد در وصل تو زندگی حرامم باشد بی لعل لبت گر هوس باده کنم خون دل خویشتن بجامم باشد
این غصه و غم از پی چندین طرب است
این غصه و غم از پی چندین طرب است وین انده و درد را نشاط از عقب است آن روز چو شکر حق نکردی امروز…
امروز چها باین جفا کش کردی
امروز چها باین جفا کش کردی باز این دل خسته را مشوق کردی با غیر بگرمابه شدی و زغیرت چشمم پر آب و دل پر…





