چشم صاحبنظران خیره بر آن ایوان است

چشم صاحبنظران خیره بر آن ایوان است که بهر سو نگری حلوه که جانان است عکسها در نظر آیند ولی یک اصل است جسمها جلوه…

Continue Reading...

ترسم از چشم بد خلق رسد بر تو گزندی

ترسم از چشم بد خلق رسد بر تو گزندی گو بسازند نقابی و بسوزند سپندی ما نه خود لایق تیریم و نه شایسته ی بندی…

Continue Reading...

بی تو میل گل و گلشن نکنم

بی تو میل گل و گلشن نکنم هوس سوری و سوسن نکنم دامن از خون دلم گلگون شد ورنه گل بی تو بدامن نکنم نرسد…

Continue Reading...

بر چشمه ی نوش لبش افتاد چو راهم

بر چشمه ی نوش لبش افتاد چو راهم زلف و زنخش بست و در افکند بچاهم شمشیر کشیدست بقتل من از ابرو تا خلق بدانند…

Continue Reading...

ای نفس اگر بخود نفسی نیک بنگری

ای نفس اگر بخود نفسی نیک بنگری مقصود خود ز خود طلبی نی ز دیگری هرچ آن فزون ز درک تو افزون ز قصد تست…

Continue Reading...

آگاه کسی ز کار ما نیست

آگاه کسی ز کار ما نیست کاو را نظری به یار ما نیست ماییم و دلی خراب و آن نیز یک روز باختیار ما نیست…

Continue Reading...

وقت آن شد که ز میخانه در آیم سر مست

وقت آن شد که ز میخانه در آیم سر مست لب ساغر بلب و طره ی ساقی در دست کف زنان، دست فشان، از دو…

Continue Reading...

هر چه جویند ز ما در طلب آن باشیم

هر چه جویند ز ما در طلب آن باشیم ما نه نیکیم و نه بد بندهٔ فرمان باشیم گر چه زشتیم ولی در کنف نیکانیم…

Continue Reading...

ناله ها بر لب و از ناله اثرها داریم

ناله ها بر لب و از ناله اثرها داریم با خیال تو چه شب‌ها چه سحرها داریم بی‌خود و بی‌خبر و عاجز و مسکین و…

Continue Reading...

من بدین ساعد سیمین که تو داری دانم

من بدین ساعد سیمین که تو داری دانم که اگر تیغ زنی از تو حذر نتوانم اگرم تلخ فرستی به حلاوت نوشم اگرم غیب نویسی…

Continue Reading...