یا بیا افتادگان را دست گیر، افتاده باش

یا بیا افتادگان را دست گیر، افتاده باش یا نداری دست دل بردن برو دلداده باش خامه ی نقش آفرینت هست، لوحی ساده جو ورنه…

Continue Reading...

هر بلایی کزو رسید مرا

هر بلایی کزو رسید مرا به عطایی دهد نوید مرا دوش از زلف و ابروان می‌داد گاه بیم و گهی امید مرا گه به شمشیر…

Continue Reading...

موکب شاه جهان آمده است و از پی

موکب شاه جهان آمده است و از پی نصر و فتح است و ظفر تا بخراسان از ری کاسه از فرق عدو گیر نه از…

Continue Reading...

مردود خلق گشتم و گشتم پسند خویش

مردود خلق گشتم و گشتم پسند خویش رستم ز بند غیر و فتادم به بند خویش تا چند درد زهر بکامم زجام غیر زین پس…

Continue Reading...

گر آزرده گر مبتلا می‌پسندد

گر آزرده گر مبتلا می‌پسندد چه خوش‌تر از این کو به ما می‌پسندد هم او دشمنان را عطا می‌فرستد هم او دوستان را بلا می‌پسندد…

Continue Reading...

عشق از اول رخنه در تن می‌کند

عشق از اول رخنه در تن می‌کند خانه روشن خور ز روزن می‌کند آنچنان آشفته‌ام کآشفتگی زلف دلبر وام از من می‌کند تیره‌روزم لیک هرشب…

Continue Reading...

شکر نعمت آورم یا عذر ار تقصیر خویش

شکر نعمت آورم یا عذر ار تقصیر خویش منت از تقدیر تو یا خجلت از تدبیر خویش ترک هر تدبیر شد تدبیر ما در بندگی…

Continue Reading...

سرم خوش است برآنم که از سر مستی

سرم خوش است برآنم که از سر مستی سری بر آورم از جیب و زاستین دستی هوای سرکشی و لاف عاشقی حاشا که سیل ره…

Continue Reading...

روزی که نبینند نشانی بجهانم

روزی که نبینند نشانی بجهانم از خاک در میکده جویند نشانم جانم بلب و جام لبالب ز شراب است شاهد ببرم به که شهادت بزبانم…

Continue Reading...

دوست می‌گفتم ترا زاول نه آن می‌بینمت

دوست می‌گفتم ترا زاول نه آن می‌بینمت دشمن دل بودی اینک خصم جان می‌بینمت نه همین در کاخ دل با چشم جان می‌بینمت در جهان…

Continue Reading...