چرا چو ابر نگریی چرا چو باد نکوشی

چرا چو ابر نگریی چرا چو باد نکوشی چرا بروز ننالی چرا بشب نخروشی نشسته بیخود و غافل ز کار اول و آخر که از…

Continue Reading...

تا در پناه درگه خاقان اکبریم

تا در پناه درگه خاقان اکبریم در آب ماهییم و در آتش سمندریم اکنون که مانده دور از آن خاک آستان بی آب جویباری و…

Continue Reading...

بهزار نامه دارم ز تو حسرت جوابی

بهزار نامه دارم ز تو حسرت جوابی سر لطف اگر نداری چه کم آخر از عتابی من و دامن خیالت که نه روز داند از…

Continue Reading...

بر آستان بنشین گر بخانه راهی نیست

بر آستان بنشین گر بخانه راهی نیست کجا روی که جز این آستان پناهی نیست اگر بشهد نوازد و گر بزهر کشد بغیر خوان عطایش…

Continue Reading...

ای شیفته ی روی نکوی تو جهانی

ای شیفته ی روی نکوی تو جهانی نیکو نتوان گفت که نیکو تر از آنی در پیکر من روحی و در دیده ی من نور…

Continue Reading...

افکنده سبزه بر کنف بوستان بساط

افکنده سبزه بر کنف بوستان بساط رفت آنکه دوستان نشکیبند بی‌نشاط ساقی بجوی ساغری از بادهٔ کهن مطرب بگوی تازه‌ای از گفتهٔ نشاط این چند…

Continue Reading...

یا رب که چشم بد نرسد آن نگاه را

یا رب که چشم بد نرسد آن نگاه را وان طرز بازدیدن بیگاه و گاه را آن خم بخم سلاسل مشکین پرشکن کاندر شکنج هر…

Continue Reading...

نوید لطف همی میرسد نهفته بگوشم

نوید لطف همی میرسد نهفته بگوشم چه مژده ها که همی میدهد زغیب سروشم مجال نطق نمیداد دوش بانگ سروشم گمان انجمن این کز غمی…

Continue Reading...

ناصح اگر بر آن رخ نیکو نظر کند

ناصح اگر بر آن رخ نیکو نظر کند بندد زبان زپند و سخن مختصر کند مینالم از غم تو و اینهم غم دگر کاین ناله…

Continue Reading...

مرهم دل‌های ریش از مشک ناب آورده‌ای

مرهم دل‌های ریش از مشک ناب آورده‌ای یا که بر رخسار خویش از خط نقاب آورده‌ای زلف مشک‌افشان بر آن عارض پریشان کرده‌ای یا عیان…

Continue Reading...