غزلیات نشاط اصفهانی
دل به دلبر، جان به جانان میرسد
دل به دلبر، جان به جانان میرسد روز هجر آخر به پایان میرسد لنگ لنگ این پا به منزل میرسد گیج گیج این سر به…
در بلورین خانه عکس طلعت داراستی
در بلورین خانه عکس طلعت داراستی یا که آن نور حق استی آن دل داناستی روی شاه است اینکه عکس افکنده بر کاخ بلور یا…
چون به عکس آری نظر خورشید تابان است و بس
چون به عکس آری نظر خورشید تابان است و بس باز چون بر اصل بینی ظل یزدان است و بس سوی عکس ار دسترس نبود…
تنها نه من که چشم جهانی به روی تست
تنها نه من که چشم جهانی به روی تست روی نیاز خلق ز هرسو به سوی تست بیچاره آن که از تو بغفلت گذشته است…
بیا دور ساقی بگیریم جامی
بیا دور ساقی بگیریم جامی که دوران گردون نگردد به کامی بیا و بیاسا به میخانه کآنجا نه گنجی نه رنجی، نه ننگی نه نامی…
بعد از این فارغ ز غوغای جهان میخواهمت
بعد از این فارغ ز غوغای جهان میخواهمت شاد باش ای دل کزین پس شادمان میخواهمت سادهلوحی را نگر ای دوست کز تاثیر عشق خود…
این سرما و آن خم زنجیر اوست
این سرما و آن خم زنجیر اوست میبرد تا هر کجا تقدیر اوست حل شود این عقده های پیچ پیچ رشته ی ما درید تدبیر…
آگه از زخمم نگشتی ای شکار افکن دریغ
آگه از زخمم نگشتی ای شکار افکن دریغ غافل از ضیدم گذشتی از تو آه، از من دریغ بی خبر بگذشتی ای برق جهانسوز از…
هم ز کارم منع کردی هم بکارم داشتی
هم ز کارم منع کردی هم بکارم داشتی اختیارم دادی و بی اختیارم داشتی میشود عمری که دارم انتظار وعده ای یاد آن کز وعده…
نگه مست و چشم هشیارش
نگه مست و چشم هشیارش لب شیرین و تلخ گفتارش دیدم و دل بمهر او دادم تا توانی بگو بیازارش رفت و پوشید چشم از…





