غزلیات نشاط اصفهانی
صبح شد برخیز و برزن دامن خرگاه را
صبح شد برخیز و برزن دامن خرگاه را تاز سر بیرون کنیم این خفتن بیگاه را ساقی گلچهره شاهد بین و غایب شمع را مهر…
سلسله ای ساخته کاین جعد موست
سلسله ای ساخته کاین جعد موست وقت دلی خوش که گرفتار اوست ابرو و مژگانش چو ترکان شوخ تیغکش و تیز زن و فتنه جوست…
زتست پای گریزم ز تست دست ستیزم
زتست پای گریزم ز تست دست ستیزم هم از تو با تو ستیزم هم از تو در تو گریزم بعجز خویش نبردیم هست با تو…
رفت خیالش زدیده کو بدر آمد
رفت خیالش زدیده کو بدر آمد ماه نهان شد چو آفتاب بر آمد نعمت بی انتظار و دولت ناگاه دوست بسر وقت دوست بیخبر آمد…
دل به دلبر، جان به جانان میرسد
دل به دلبر، جان به جانان میرسد روز هجر آخر به پایان میرسد لنگ لنگ این پا به منزل میرسد گیج گیج این سر به…
در بلورین خانه عکس طلعت داراستی
در بلورین خانه عکس طلعت داراستی یا که آن نور حق استی آن دل داناستی روی شاه است اینکه عکس افکنده بر کاخ بلور یا…
چون به عکس آری نظر خورشید تابان است و بس
چون به عکس آری نظر خورشید تابان است و بس باز چون بر اصل بینی ظل یزدان است و بس سوی عکس ار دسترس نبود…
تنها نه من که چشم جهانی به روی تست
تنها نه من که چشم جهانی به روی تست روی نیاز خلق ز هرسو به سوی تست بیچاره آن که از تو بغفلت گذشته است…
بیا دور ساقی بگیریم جامی
بیا دور ساقی بگیریم جامی که دوران گردون نگردد به کامی بیا و بیاسا به میخانه کآنجا نه گنجی نه رنجی، نه ننگی نه نامی…
بعد از این فارغ ز غوغای جهان میخواهمت
بعد از این فارغ ز غوغای جهان میخواهمت شاد باش ای دل کزین پس شادمان میخواهمت سادهلوحی را نگر ای دوست کز تاثیر عشق خود…





