غزلیات نشاط اصفهانی
ای مبارک شب فیروز امید
ای مبارک شب فیروز امید صبح شو صبح که خورشید دمید گل مکان بر زبر شاخ گرفت سرو سر از کنف باغ کشید دل نشست…
از عاشقان چه خوشتر رسوایی و ملامت
از عاشقان چه خوشتر رسوایی و ملامت وز ناصح خردمند ز آزار ما ندامت یا رب تو پرده بردار از کار تا بدانند کامروز در…
یا بیا افتادگان را دست گیر، افتاده باش
یا بیا افتادگان را دست گیر، افتاده باش یا نداری دست دل بردن برو دلداده باش خامه ی نقش آفرینت هست، لوحی ساده جو ورنه…
هر بلایی کزو رسید مرا
هر بلایی کزو رسید مرا به عطایی دهد نوید مرا دوش از زلف و ابروان میداد گاه بیم و گهی امید مرا گه به شمشیر…
موکب شاه جهان آمده است و از پی
موکب شاه جهان آمده است و از پی نصر و فتح است و ظفر تا بخراسان از ری کاسه از فرق عدو گیر نه از…
مردود خلق گشتم و گشتم پسند خویش
مردود خلق گشتم و گشتم پسند خویش رستم ز بند غیر و فتادم به بند خویش تا چند درد زهر بکامم زجام غیر زین پس…
گر آزرده گر مبتلا میپسندد
گر آزرده گر مبتلا میپسندد چه خوشتر از این کو به ما میپسندد هم او دشمنان را عطا میفرستد هم او دوستان را بلا میپسندد…
عشق از اول رخنه در تن میکند
عشق از اول رخنه در تن میکند خانه روشن خور ز روزن میکند آنچنان آشفتهام کآشفتگی زلف دلبر وام از من میکند تیرهروزم لیک هرشب…
شکر نعمت آورم یا عذر ار تقصیر خویش
شکر نعمت آورم یا عذر ار تقصیر خویش منت از تقدیر تو یا خجلت از تدبیر خویش ترک هر تدبیر شد تدبیر ما در بندگی…
سرم خوش است برآنم که از سر مستی
سرم خوش است برآنم که از سر مستی سری بر آورم از جیب و زاستین دستی هوای سرکشی و لاف عاشقی حاشا که سیل ره…





