رخی بغیر رخ دوست در مقابل نیست

رخی بغیر رخ دوست در مقابل نیست ولی چه چاره که بیچاره دیده قابل نیست وفا مگر که نکو نیست در زمانه که نیست نکوییی…

Continue Reading...

دل دگر با که سپارم که تو در جان منی

دل دگر با که سپارم که تو در جان منی جان دگر با که فشانم که تو جانان منی هنری نیست جز اینم ز چه…

Continue Reading...

در اول جذب عشق از جانب جانانه بایستی

در اول جذب عشق از جانب جانانه بایستی وگرنه سوز شمع از آتش پروانه بایستی خرد را لاف و تا با دل نبودی آشنا عشقش…

Continue Reading...

چه غم ار نه برگ و باری و نه زاد راه دارم

چه غم ار نه برگ و باری و نه زاد راه دارم منم آن گدا که عزم در پادشاه دارم نظری برویش امشب نظری بماه…

Continue Reading...

توانایی چه جویی، خستگی به

توانایی چه جویی، خستگی به بدین تندی مران آهستگی به گرفتاران زلف پر شکن را پریشان حالی واشکستگی به دلا گر مهر پیوستی به یک…

Continue Reading...

بیا بصاحب ما بین که تاعیان نگری

بیا بصاحب ما بین که تاعیان نگری فضایل ملکی در شمایل بشری بهر چه حسن توان گفت روی اوست قرین زهر چه عیب توان جست…

Continue Reading...

بستم ز دعا لب که دعا بی هوسی نیست

بستم ز دعا لب که دعا بی هوسی نیست ما را زخدا غیر خدا ملتمسی نیست هر جا نگرم کورم و در روی تو بینا…

Continue Reading...

این شهد نمیرسد بکامی

این شهد نمیرسد بکامی این صید نمی فتد بدامی سد جو برهش ز دیده بستم این سرو نمیکند خرامی دستم رسد ار بچین زلفش سد…

Continue Reading...

اگرت دیده و دل شیفته و گریان نیست

اگرت دیده و دل شیفته و گریان نیست برو ای خواجه که در عشق ترا فرمان نیست منظر دوست چرا از نظری اشک فشان نوبهاریست…

Continue Reading...

هر نفس مجلس ما دوش معطر می‌شد

هر نفس مجلس ما دوش معطر می‌شد تا کجا ذکری از آن زلف معنبر می‌شد پرتو ماه ز روی تو حکایت می‌کرد ظلمت شب به…

Continue Reading...