شب نماید در صفت زلفین آن بت روی را

شب نماید در صفت زلفین آن بت روی را مه نماید در صفت رخسار آن دلجوی را شب ‌کجا جوشن بود کافور دیبا رنگ را…

Continue Reading...

جانا جفا نکردم هرگز به جای تو

جانا جفا نکردم هرگز به جای تو کارم به جان رسید زجور و جفای تو هرچند جز جفا نکنی تو به جای من حقا که…

Continue Reading...

ای پسر ما دل ز تو برداشتیم

ای پسر ما دل ز تو برداشتیم بار عشق تو به تو بگذاشتیم تا تو ما را دوست از دل داشتی ما تو را چون…

Continue Reading...

مشک نقاب قمر خویش ‌کرد

مشک نقاب قمر خویش ‌کرد سیم‌ حجاب حجر خویش کرد تا من بیچارهٔ دل خسته را عاشق اندوه بر خویش کرد عیش من از ناخوشی…

Continue Reading...

سرو روان چو کوه به کردار ماه کرد

سرو روان چو کوه به کردار ماه کرد خط آمد وکنارهٔ ماهش سیاه کرد آن خط مشک بوی که بر عارضش دمید بر گل سپاه…

Continue Reading...

تا دل بود ای دلبر تا جان بود ای جانان

تا دل بود ای دلبر تا جان بود ای جانان با مهر تو دارم دل با عشق تو دارم جان گر دل ببری شاید زیرا…

Continue Reading...

ای آفتاب یغما ای خَلُّخی نژاده

ای آفتاب یغما ای خَلُّخی نژاده هم ترک ماه رویی هم حور ماه زاده هستی به مهر و خدمت استاده و نشسته هم در دلم…

Continue Reading...

مشکن صنما عهد که من توبه شکستم

مشکن صنما عهد که من توبه شکستم وز بهر تو درکنج خرابات نشستم اندر صف خورشید پرستان شدم اینک زیراکه میان سخت به زنّار ببستم…

Continue Reading...

سر بر خط عشق تو نهادیم دگربار

سر بر خط عشق تو نهادیم دگربار در دام بلای تو فتادیم دگربار تا در شکن زلف تو بستیم دل خویش خون جگر از دیده…

Continue Reading...

تا دلم بستدی ای ماه و ندادی دادم

تا دلم بستدی ای ماه و ندادی دادم کشتهٔ عشق شدم راز نهان بگشادم سرد بردی دلم از عاشقی و جستن عشق لاجرم زود شدم…

Continue Reading...