رباعیات امیرمعزی نیشابوری
تا دین باشد به جز یکی یزدان نیست
تا دین باشد به جز یکی یزدان نیست تا ملک بود به جز یکی سلطان نیست بر هر دو برون از آن و زین فرمان…
ایزد ملکا سعادت جم به تو داد
ایزد ملکا سعادت جم به تو داد ملک همه شاهان مقدم به تو داد چون تاج و سریر و تیغ و خاتم به تو داد…
ای شاه زمین بر آسمان داری تخت
ای شاه زمین بر آسمان داری تخت سست است عدو تا تو کمان داری سخت حمله سبک آری وگران داری لخت پیری تو به تدبیر…
ای حیدر و جمشید به شمشیر و نگین
ای حیدر و جمشید به شمشیر و نگین دارندهٔ دولتی و دارندهٔ دین در ملک تو همچو آفتابی به یقین او هفت فلک دارد و…
از جور قد بلند و موی پستش
از جور قد بلند و موی پستش وز کافری نرگس ِ بی میْ مستش گریان به کلیسیا شوم بنشینم ناقوس به یک دست و به…
هر شاه که داشت دولت و بخت جوان
هر شاه که داشت دولت و بخت جوان هر دو یله کرد و خود برون شد زمیان ایزد چو تو را کرد شهنشاه جهان هر…
گرچه دل و سینه کان گوهر دارم
گرچه دل و سینه کان گوهر دارم رخساره زرنج هر دو چون زر دارم کان بستهٔ زلف ماه دلبر دارم وین خستهٔ تیر شاه سنجر…
شاها همه آشوب ز بدخواه تو خاست
شاها همه آشوب ز بدخواه تو خاست دادار جز آن خواست که بدخواه تو خواست پیغمبری ملوک بیوحی تو راست کارت همه معجزات را ماند…
دلها همه در زلف تو آویخته باد
دلها همه در زلف تو آویخته باد جانها همه از طبع تو آمیخته باد هر شور که در جهان برانگیزد چرخ آن شور ز جعد…
خورشید بر آسمان نپیماید راه
خورشید بر آسمان نپیماید راه زان گونه که بر زمین سپه راند شاه جز شاه ملکشاه به یک نیمهٔ ماه از دجله به جیحون که…





