رباعیات امیرمعزی نیشابوری
ای شاه بنای ملک محکم بهتو ماند
ای شاه بنای ملک محکم بهتو ماند باغ ظفر و فتوح خرم به تو ماند شاهنشهی از نژاد آدم به تو ماند رفتند مخالفان و…
آنکسکه چراغ مهر تو در بر یافت
آنکسکه چراغ مهر تو در بر یافت در خاک به فر دولت تو زر یافت وانکس که خیال کین تو در سر یافت در آب…
هستند به بزمت ای شه شیر شکار
هستند به بزمت ای شه شیر شکار مرغان شبه تن و عقیقین منقار از بهر نشاط تو به روزی صد بار آیند همی چو مطربان…
نازید به گرز گاوسار افریدون
نازید به گرز گاوسار افریدون در دست تو گرز شیر سارست کنون از تو فرق است تا به افْریدون چون چونانکه ز شیر شرزه تا…
گر بر فلک از تاجوران راه کنند
گر بر فلک از تاجوران راه کنند وز قدرت و قدر دست بر ماه کنند ور دست فلک ز دهر کوتاه کنند آخر همه خطبه…
سرویکه بنفشه برگل آمد بر او
سرویکه بنفشه برگل آمد بر او اقبال رسانید به گردون سر او ماییم به مهر و دوستی در خور او فرماندهٔ عالمیم و فرمانبر او
در راه نسا ای ملک پاک سرشت
در راه نسا ای ملک پاک سرشت جز سنگ ندیدم به دل سبزه و کشت دوزخ درهای گذاشتم ناخوش و زشت چون پیش تو آمدم…
حیرت همه در درنگ و سنگ تو بود
حیرت همه در درنگ و سنگ تو بود نصرت همه در شتاب و جنگ تو بود تا پرّ عقاب بر خدنگ تو بود دشمن چو…
تیراندازان همه گرو در بستند
تیراندازان همه گرو در بستند بردند گمان که با ملک همدستند آخر همه عاجز و خجل بنشستند وز شرم ملک تیر و کمان بشکستند
بر خلق توراست پادشاهی ملکا
بر خلق توراست پادشاهی ملکا وز ماه توراست تا به ماهی ملکا دور فلک و حکم الهی ملکا آن باد و چنان بادکه خواهی ملکا





