خانه عشق

خانه عشق است و منزلگاه عشّاق حزین است پایه آن برتر از دروازه عرشِ برین است این سرا، بارافکن می‏خوردگان راه یار است با پریشان…

Continue Reading...

دیار دلدار

کور کورانه به میخانه مرو، ای هشیار خانه عشق بود، جامه تزویر برآر عاشقانند در آن خانه، همه بی سر و پا سروپایی اگرت هست،…

Continue Reading...

سایه عشق

بی هوای دوست، ای جان دلم، جانی ندارم دردمندم، عاشقم بی دوست، درمانی ندارم آتشی از عشق در جانم فکندی، خوش فکندی من که جز…

Continue Reading...

صاحب درد

ما زاده عشقیم و فزاینده دردیم با مدّعیِ عاکفِ مسجد، به نبردیم با مدعیان، در طلبش عهد نبستیم با بی‏خبران، سازش بیهوده نکردیم در آتش…

Continue Reading...

فراق یار

از تو ای می‏زده، در میکده نامی نشنیدم نزد عشاق شدم، قامت سرو تو ندیدم از وطن رخت ببستم که تو را باز بیابم هر…

Continue Reading...

محرم اسرار

هیچ دانی که منِ زار گرفتار توام با دل و جان، سببِ گرمیِ بازار توام هر جفا از تو به من رفت، به منت بخرم…

Continue Reading...

میلاد گل

میلاد گل و بهار جان آمد برخیز که عید می‏کشان آمد خاموش مباش، زیر این خرقه بر جان جهان، دوباره جان آمد برگیر به دستْ…

Continue Reading...

آواز سروش

بر در میکده، پیمانه زدم خرقه به دوش تا شود از کفم آرام و رَوَد از سر هوش از دم شیخ، شفای دل من حاصل…

Continue Reading...

پرده‌نشین

این قافله از صبح ازل، سوی تو رانند تا شام ابد نیز به سوی تو روانند سرگشته و حیران، همه در عشق تو غرقند دلسوخته،…

Continue Reading...

خرقه تزویر

ماییم و یکی خرقه تزویر و دگر هیچ در دام ریا، بسته به زنجیر و دگر هیچ خودبینی و خودخواهی و خودکامگی نفس جان را…

Continue Reading...