مژده دیدار

باد بهار مژده دیدار یار داد شاید که جان به مقدم باد بهار داد بلبل به شاخ سرو در آوازِ دل‏فریب بر دل نوید سرو…

Continue Reading...

هوای وصال

در پیچ و تاب گیسوی دلبر، ترانه است دل برده فدایی هر شاخ شانه است جان در هوای دیدن رخسار ماه توست در مسجد و…

Continue Reading...

بار امانت

غمی خواهم که غمخوارم تو باشی دلی خواهم، دل آزارم تو باشی جهان را یک جوی ارزش نباشد اگر یارم، اگر یارم تو باشی ببوسم…

Continue Reading...

جام جم

با گلرخان بگویید ما را به خود پذیرند از عاشقان بیدل، همواره دست گیرند دردی است در دلِ ما، درمان نمی پذیرد دستی به عاشقان…

Continue Reading...

در همای دوست

من در هوای دوست، گذشتم ز جان خویش دل از وطن بریدم و از خاندان خویش در شهر خویش، بود مرا دوستان بسی کردم جدا،…

Continue Reading...

راه و رسم عشق

آنکه سر در کوی او نگذاشته، آزاده نیست آنکه جان نفکنده در درگاه او، دلداده نیست نیستی را برگزین ای دوست، اندر راه عشق رنگ…

Continue Reading...

سرود عشق

بهار آمد و گلزار، نور باران شد چمن ز عشق رُخ یار، لاله افشان شد سرود عشق ز مرغان بوستان بشنو! جمال یار ز گلبرگِ…

Continue Reading...

عروس صبح

امشب که در کنار منی، خفته چون عروس زنهار تا دریغ نداری، کنار و بوس ای شب، بگیر تنگ به بر نوعروس صبح امشب که…

Continue Reading...

کاروان عمر

عمر را پایان رسید و یارم از در درنیامد قصّه‏ام آخر شد و این غصّه را آخر نیامد جام مرگ آمد به دستم، جام می…

Continue Reading...

گلزار جان

با که گویم غم دل، جز تو که غمخوار منی؟ همه عالم اگرم پشت کند، یار منی دل نبندم به کسی، روی نیارم به دری…

Continue Reading...