گلچین اشعار الفت ملزم
تشنهی کُنجِ لبانـت لبِ کوثر نرود
تشنهی کُنجِ لبانـت لبِ کوثر نرود کافر عشق به کفاره و کیفر نرود چشمِ مست تو عقابیست که هنگام شکار دل ز چنـگش به سـلامت…
غنـودن تا هـویدا مـیکند سیـبِ بلـوغـت را
غنـودن تا هـویدا مـیکند سیـبِ بلـوغـت را لـبِ سـردم تمنا میشود لـبهـای قوغت را چهخوش بغنودنت زیبد که روی سبزه و گلها تـو در نظـارهی…
ای درحصارِ محوطهی مرد محوری
ای درحصارِ محوطهی مرد محوری ماهِ مهارکرده که در کوی مرمری همگام و همکلام و مددگار و محرمی گاهی که کاهلی دهدم کوری و کری…
خـورشید پشتِ پنجره لبخند میزنـد
خـورشید پشتِ پنجره لبخند میزنـد فیـضِ سپیده در دلِ خـرسند میزند دریا خروش میکند از مستی و نشاط مــرداب را ز کاهلی اش گَند میزنـد…
کینه به قلب آدمی کوه شد و کتل نشد
کینه به قلب آدمی کوه شد و کتل نشد خندهکه تا جوانه زد حاجت کلمکل نشد در همه پنج قاره ام،بی تو نشد گذاره ام…
اگـر آدم نه خندد زندهگی یـکسر نمیخندد
اگـر آدم نه خندد زندهگی یـکسر نمیخندد زمین با جمله موجودات بحر و بر نمیخندد خدا زیبا، تو زیبا، گفتن و خندیدنت زیبـا بخند ای…
در کـوچه باغ سبز دلم تا چکر زدی
در کـوچه باغ سبز دلم تا چکر زدی هرجا درخت تازه که دیدی تبر زدی تا یک گلی به محوطهی باغ سر کشید تیغ از…
ما زنده گکانیم به جانی که نداریم
ما زنده گکانیم به جانی که نداریم مشهورِ جهانیم به آنی که نداریم غربت زده گانیم که در دهر نگنجیم با نام و نشانیم به…
آدم از آن که خرد دارد و عقلش به سر است
آدم از آن که خرد دارد و عقلش به سر است درمـیانِ همـه مـخلـوقِ خــدا تـاج سر است باخبر باش که انسان همهگی یکسان نیست…
خوش بیا ! ای با بهار آمیخته
خوش بیا ! ای با بهار آمیخته پای تا سر افتخار آ میخته باغ را بویت بشارت می دهد با بیان برگ و بار آ…





