گلچین اشعار افشین علا
کاظمین
کاظمین گذرم فتاده به جاده ای که رسد به چشمه ی باده ای من تشنه کام و رهی چنین؟ چه مسافری و چه جاده ای!…
من خاك بودم!
من خاك بودم! “آیا خدایت نیستم؟” این سان خطابم کرد گفتم که هستی! باده در جام شرابم کرد نام مرا در زمرهی “قالوا بلی” گنجاند…
وقت ملاقات
وقت ملاقات تقویم در برابر اوقات ما کم است گوش فلک برای شکایات ما کم است هر روز با همیم و نمی دانم از چه…





