غزلیات اسیری لاهیجی
الا ای ازمه رویت همه کون و مکان روشن
الا ای ازمه رویت همه کون و مکان روشن ز خورشید جمالت گشت منزلگاه جان روشن الا ای آنکه در خوبی نداری هیچ همتائی ز…
از مطرب جمال تو آفاق پر صداست
از مطرب جمال تو آفاق پر صداست عالم زساز عشق چه گویم چه بانو است ساقی بکف پیاله و مطرب سرود گو عالم برقص و…
یارم از خانه برون آمد سرمست و خراب
یارم از خانه برون آمد سرمست و خراب جام می برکف و می گفت خذوا یا احباب جام جم کی بنظر آرد و لذات دو…
همه صورت همه معنی همه حسنی و جمال
همه صورت همه معنی همه حسنی و جمال همه حشمت همه رفعت همگی جاه و جلال همه لطفی و ملاحت همه احسان و کرم همه…
هر زمان نوعی بچشم اهل حال
هر زمان نوعی بچشم اهل حال می نماید حسن روی تو جمال حسن رویت را ز مرآت جهان زاهد ار دیدی نبودی در ضلال دیده…
من نخواهم شادی و عیش و طرب
من نخواهم شادی و عیش و طرب درد و سوز عشق خواهم روز و شب از غم و محنت گریزانند خلق ما بجان جویای دردش…
معشوق باز و رندم و قلاش و می پرست
معشوق باز و رندم و قلاش و می پرست دارم بعشق دوست فراغت زهر چه هست پیوند کن بوصل، دل پاره پاره را ماخود شکسته…
مائیم نقاب شاهد شنگ
مائیم نقاب شاهد شنگ او شنگ و نقاب همچو وی ینگ عهدیست میان ما و دلبر کز ما نشود جدا به نیرنگ هر کس که…
ما دین و دل فدای غم یار کرده ایم
ما دین و دل فدای غم یار کرده ایم جان را بعشق آن صنم ایثار کرده ایم ما ترک لذت دو جهانی بعشق دل بربوی…
گر وصال دوست میخواهی دلا
گر وصال دوست میخواهی دلا از مقام کفر و ایمان برتر آ تا تو بیگانه نخواهی شد ز خود با خدای خود نگردی آشنا پاکباز…





