غزلیات اسیری لاهیجی
اگر زلفین تو پر خم نبودی
اگر زلفین تو پر خم نبودی نشان کفر در عالم نبودی گره از جعد گیسو گر گشودی دل شیدا چنین درهم نبودی نقاب از حسن…
از عشق تو مامعتکف کوی نیازیم
از عشق تو مامعتکف کوی نیازیم وز آتش سودای تو در سوز و گدازیم در گوشه محراب خم ابروی جانان پیوسته با خلاص به اوراد…
یارم اگر جمال نماید چه می شود
یارم اگر جمال نماید چه می شود از رخ نقاب زلف گشاید چه می شود دلبر اگر بکلبه احزان بیدلان روزی بروی مهر درآید چه…
هنگام آن آمد که من این پرده ها را بردرم
هنگام آن آمد که من این پرده ها را بردرم شهباز و سیمرغی شوم از چرخ گردون بگذرم ویران کنم این آشیان سازم مکان در…
هر دل که از کدورت طبع و هوا برست
هر دل که از کدورت طبع و هوا برست بیند عیان جمال رخت هر کجا که هست مطلوب جان جمله بهر حال جز تو نیست…
من که مست جام عشقم از ازل
من که مست جام عشقم از ازل کی بهشیاری کنم مستی بدل عشق و مستی شیوه رندی بود رند را زین چاره نبود لااقل سوی…
معشوق جلوه کرد و دل از عاشقان ربود
معشوق جلوه کرد و دل از عاشقان ربود اندر میانه واسطه دلال عشق بود ذرات کون بیخبرند از شراب عشق ساقی بمهر تا در میخانه…
مانیستیم و هستی ما هستی خداست
مانیستیم و هستی ما هستی خداست هستی به نیستی نه قرین است نه جداست دلبر چو رو در آینه مختلف نمود این صورت مخالف از…
ما در دو جهان غیر تو دیار ندیدیم
ما در دو جهان غیر تو دیار ندیدیم در صورت اغیار بجز یار ندیدیم در مسجد و میخانه و در دیر و صوامع بیرون ز…
گر مهر فاحببت بذرات نه ساریست
گر مهر فاحببت بذرات نه ساریست سرگشتگی عالم و آدم ز طلب چیست از شوق تو سرگشته شد افلاک و کواکب واندر طلبت آب بهر…





