درآبکوی خرابات عشق اگر مردی

درآبکوی خرابات عشق اگر مردی شراب بیخبری نوش تا شوی فردی ز صحن جان و دلم سوسن و سمن روید اگر ز گلشن رویت بما…

Continue Reading...

دادیم دل بدست غم عشق آن صنم

دادیم دل بدست غم عشق آن صنم گو دل نگاه دار و مکن بیش ازین ستم بگذر زفکر عالم و با یاد دوست باش چون…

Continue Reading...

حان الرحیل مابر دلدار میرویم

حان الرحیل مابر دلدار میرویم لاخوف گو بعشق چو همراه می شویم هرگز نظر بدنیی و عقبی نیفکنیم ترک همه گرفته پی یار می رویم…

Continue Reading...

چون خیال وصل جانان هست سودای محال

چون خیال وصل جانان هست سودای محال جان شیدایم ز وصلش گشت قانع با خیال تا ز هستی هست باقی یکسر مو وصل نیست نیست…

Continue Reading...

چو از روز ازل رندی و قلاشی است آئینم

چو از روز ازل رندی و قلاشی است آئینم بجز عشق تو ورزیدن نباشد مذهب و دینم ز شمع روی تو آتش فتاد اندر دل…

Continue Reading...

جانا ز چین زلف گشا پیچ‌وتاب‌ها

جانا ز چین زلف گشا پیچ‌وتاب‌ها تا تابد از رخت به دلم آفتاب‌ها تا حسن جان‌فروز تو بینند عاشقان بردار یکدم از رخ خود این…

Continue Reading...

تا نقد دارضرب معارف کلام ماست

تا نقد دارضرب معارف کلام ماست در ملک فقر سکه شاهی بنام ماست چون والی ولایت کشف و ولایتیم سلطان ملک کون کمینه غلام ماست…

Continue Reading...

تا بنای عاشقی در کاینات انداختیم

تا بنای عاشقی در کاینات انداختیم چتر رفعت را بملک لامکان افراختیم چون ظهور کل او اول بنقش ما نمود بار دیگر ما جهان را…

Continue Reading...

بهوای روی جانان دل و جان ماست شیدا

بهوای روی جانان دل و جان ماست شیدا ز خیال زلف مشکین بسرم هزار سودا ز شراب عشق مستم ز خمار عقل رستم چکنم صلاح…

Continue Reading...

بدلداری و دلجوئی درآمد عاقبت یارم

بدلداری و دلجوئی درآمد عاقبت یارم بحمدالله ز دیدارش بسامان شد همه کارم ازآن روزی که روی تو درآمد در نظر مارا بهشت و حور…

Continue Reading...