غزلیات اسیری لاهیجی
مظهر کل ظهورش گرنه نفس ماستی
مظهر کل ظهورش گرنه نفس ماستی صورتم بر زیب کرمنا کجا آراستی گرنه از معشوق بودی عشق ورزی از نخست در میانه نام عاشق ازکجا…
ما عاشق و رند و جان فشانیم
ما عاشق و رند و جان فشانیم بی نام و نشان ز هر نشانیم در کوی قلندری و رندی در دردکشی چه داستانیم ما دیر…
ما حسن روی یار ز هر روی دیدهایم
ما حسن روی یار ز هر روی دیدهایم رمز اناالحق از همه عالم شنیدهایم پیوستهایم با تو ازآن دم که خویش را از هرچه غیرتست…
گر شیخ شهر بود و گر پیر می فروش
گر شیخ شهر بود و گر پیر می فروش هریک ز جام عشق تو دیدیم باده نوش ذرات کون مست شراب محبتند از شوق روی…
غرق بحر وحدتیم، من، من نیم
غرق بحر وحدتیم، من، من نیم گوهر بی قیمتم، من، من نیم من ز جان فانی بجانان یافتم من به اوج رفعتم، من، من نیم…
عاشق چشمان مست آن نگار
عاشق چشمان مست آن نگار تا ابد هرگز نباشد بی خمار هر دلی کو پر ز درد عشق نیست پیش عشاق جهان ناید بکار چون…
ساقی جانها شراب ار زانکه زین دستان دهد
ساقی جانها شراب ار زانکه زین دستان دهد منت عالم بهر جامی به مستان می نهد زان شراب بیخودی دریاب جانم را که چون مست…
زاد راه عاشقان سوز و نیاز و زاریست
زاد راه عاشقان سوز و نیاز و زاریست کار عالم جز غم عشقت همه بیکاریست خواب بر چشمم حرام آمد ز شوق روی تو ز…
روز فراق اگر ز قیامت علامت است
روز فراق اگر ز قیامت علامت است روزی که یار روی نماید قیامت است یکدم لقا ز دولت دنیا مرا به است دیدن جمال دوست…
دوستانم باز خواهد گشت یارم الغیاث
دوستانم باز خواهد گشت یارم الغیاث من ز دستش چاره جز مردن ندارم الغیاث دامن وصلش نمی آید بدست و من چنین در غم هجران…





