بی آنکه ز من بتو بدی گفت کسی

بی آنکه ز من بتو بدی گفت کسی بر کشتن من چه تیز کردی هوسی؟ زین کار همی نیایدم باک بسی صد کشته چو من…

Continue Reading...

ای عادت تو بوعده صادق بودن

ای عادت تو بوعده صادق بودن وی سیرت تو یار موافق بودن بر موجب این دو چیز نیکو که تراست جز بر تو حلال نیست…

Continue Reading...

آن کس که ز بهر او مرا غم نیکوست

آن کس که ز بهر او مرا غم نیکوست با دشمن من همی زید در یک پوست گر دشمن بنده را همی دارد دوست بدبختی…

Continue Reading...

هر روز بتم با دگری پیوندد

هر روز بتم با دگری پیوندد با وی گوید حدیث و با وی خندد گر من نفسی شادزیم نپسندد مردم دل خویش بر چنین کس…

Continue Reading...

گفتم بکنم دو دست کوتاه از تو

گفتم بکنم دو دست کوتاه از تو دل بر کنم ، ای صنم ، بیک راه از تو اکنون چو برید خواهم ، ای ماه…

Continue Reading...

سردست و مسافتیست تا فصل بهار

سردست و مسافتیست تا فصل بهار و اکنون پس ازین سرد بود ماه چهار گر جامه همی نقد کنی ور دینار زودی شرطست ، دست…

Continue Reading...

چون پیش دل این هجر بناکامه نهم

چون پیش دل این هجر بناکامه نهم پروین ز سر شک دیده بر جامه نهم در نامۀ تو چو دست بر خامه نهم خواهم که…

Continue Reading...

بر عاج بنا گوش چو سیم و خز تو

بر عاج بنا گوش چو سیم و خز تو آغاز همی کند خط دل گز تو ترسم که برون برد سر از مرکز تو بفروش…

Continue Reading...

ای دل ، ز شراب عشق گشتی سرمست

ای دل ، ز شراب عشق گشتی سرمست کز رنج خمار او بجان نتوان رست گر از دل من چنین فرو داری دست در روز…

Continue Reading...

آن به که جهان را بدل شاد خوری

آن به که جهان را بدل شاد خوری باده ز کف حور پریزاد خوری پیوسته ز دست نیکوان باده خوری با دست غم جهان ،چرا…

Continue Reading...