رحمی بکن بیا که نگردم دگر عذاب

رحمی بکن بیا که نگردم دگر عذاب این سینه از غم تو شود تا به کی کباب دیشب دلم بحال خودم سخت غصه کرد از…

Continue Reading...

شده چند روز ز تو نامه و پیغامم نیست

شده چند روز ز تو نامه و پیغامم نیست روز شب رفته پیهم سحر و شامم نیست چشم پر اشک و هوای دلِ من غم…

Continue Reading...

عشق مرا سوی جنون میکشد

عشق مرا سوی جنون میکشد در سری راهی تو به خون میکشد درد که از هجر تو دارد تنم دل ز همه کرده فزون میکشد…

Continue Reading...

گوهر معنی به لب آورد ادب سنجیدگان

گوهر معنی به لب آورد ادب سنجیدگان شام اینجا گشت روشن از سخن فهمیدگان خاک صحرای جنون پیوست با خلد برین آرزو ها شد میسر…

Continue Reading...

وای بسمل شدم و تیر ِخطایت صدقه

وای بسمل شدم و تیر ِخطایت صدقه قدی موزون تو و ناز و ادایت صدقه محشر آراسته است نوگل ِرویت هر جا عطر ِگیسوی تو…

Continue Reading...

از گلشن تو با نگهي چار ميروم

از گلشن تو با نگهي چار ميروم با يک جهان غصه و ادبار ميروم ديگر مرا تحمل رنجي فراق نيست از خويش فارغم کن و…

Continue Reading...

آیا شود آنروز ترا باز ببینم؟

آیا شود آنروز ترا باز ببینم؟ آیا شود آنروز ترا باز ببینم همراهی خودم همدم و همراز ببینم از قامت استاده ی شمشاد غمینم در…

Continue Reading...

بر گرد و بیا رفته قرارم بی تو

بر گرد و بیا رفته قرارم بی تو افتاده به رنج بشمارم بی تو در باغچه ای امید من گل نشگفت خشکیده به فصل نو…

Continue Reading...

بهار از گلشنِ اندیشه ای ما رنگ ها دارد

بهار از گلشنِ اندیشه ای ما رنگ ها دارد تجلی در کمالِ شوق نقشِ رونما دارد طربگاهی ادب را پاسِ خاموشی بُوَد عزت که اینجا…

Continue Reading...

جاهل دوُن اگر ملا باشد

جاهل دوُن اگر ملا باشد محشرِ فتنه برملا باشد دین بدست سخیف اگر افتد ظلم و بیداد و ناروا باشد بوفا عهد کی توان کردن…

Continue Reading...