شوخ بازی گوش را اخطار کردن مشکل است

شوخ بازی گوش را اخطار کردن مشکل است خفته ای بیدار را بیدار کردن مشکل است زاهد بادفره و هم شیخ خیرات خور را صوفی…

Continue Reading...

کنم فخر بر تو ای لعل بدخشان

کنم فخر بر تو ای لعل بدخشان که هستم زادهء لعل بدخشان بنوشد هر که از آن جرعهء آب شود دانشور در مُلک آداب بُوَد…

Continue Reading...

میدانی عاشقم تو چرا می رهانیم

میدانی عاشقم تو چرا می رهانیم بر باد میدهی گل باغی جوانیم این منصفانه نیست که با صد هزار اُمید در داری نا امیدی و…

Continue Reading...

آرامش عشق بینوایست

آرامش عشق بینوایست عاشق به عذاب مبتلایست جان و دل و دیده ده به آتش از معشوقه حاصلش جدایست ای سرو سهی غرور کمتر این…

Continue Reading...

امشب از مهر و محبت بوسه بارانت کنم

امشب از مهر و محبت بوسه بارانت کنم مست خود را از لب و چاه یی زنخدانت کنم از نگین آفتابِ چرخ سازم خاتم ات…

Continue Reading...

با رقیبان سری گل گشت و تماشا داری

با رقیبان سری گل گشت و تماشا داری من اگر سوختم از غم تو چه پروا داری پرتو حسن تو شد شهره ای شهرستانها قدم…

Continue Reading...

به آن نگار که رفت از کنار میگریم

به آن نگار که رفت از کنار میگریم به روزِ گشته یی این روزگار میگریم چو بلبل که خزان آید و بمیرد گل به کوچه…

Continue Reading...

تا طلعت و جمال تو جوهر کشیده است

تا طلعت و جمال تو جوهر کشیده است عشاق را شبان به لبِ در کشیده است چشمت زبس خمار فتاده است سوی من گویی شراب…

Continue Reading...

در خون طپیدم و به تماشا نیامدی

در خون طپیدم و به تماشا نیامدی در کوی این غریبه ای تنها نیامدی باران شدی به دامنه ها اشک ریختی چون چشمه سار جانب…

Continue Reading...

دل ز دستم ربوده ای جانم

دل ز دستم ربوده ای جانم سوختم سوختم بیا امشب سخت نالان و دل گریزانم سوختم سوختم بیا امشب سینه پر شد ز راز پنهانم…

Continue Reading...