گلچین اشعار احمد محمود امپراطور
آیا به عشق گشته ای دیوانه ای چو من
آیا به عشق گشته ای دیوانه ای چو من از خویش رفته و شده بیگانه ای چو من از انتظار و صبر و تحمل شدم…
بدخشان سرزمین آریایی
بدخشان سرزمین آریایی عروس عشق خفته در گلستان به کشم و جرم و درواز و به خواهان نوا آمد سحر از سوی بستان ز آن…
به کویت تا سحر شب زنده دارم
به کویت تا سحر شب زنده دارم بیا زین بیش مگذار انتظارم شوم گاهی من از این زندگی سیر بسوزد کاش بختِ نابکارم جوانی رفت…
جانا چه شد که این همه بی اعتنا شدی
جانا چه شد که این همه بی اعتنا شدی رفتی و دوست با جمع نا آشنا شدی خوردی نمک ولی تو نداستی پاس آن آفت…
در کجا باشد که من جانانه را نشناختم
در کجا باشد که من جانانه را نشناختم فرق بین کعبه و بتخانه را نشناختم آسمان آیینه شد تا چشم بر بستم ز خویش زلف…
رحمی بکن بیا که نگردم دگر عذاب
رحمی بکن بیا که نگردم دگر عذاب این سینه از غم تو شود تا به کی کباب دیشب دلم بحال خودم سخت غصه کرد از…
شده چند روز ز تو نامه و پیغامم نیست
شده چند روز ز تو نامه و پیغامم نیست روز شب رفته پیهم سحر و شامم نیست چشم پر اشک و هوای دلِ من غم…
عشق مرا سوی جنون میکشد
عشق مرا سوی جنون میکشد در سری راهی تو به خون میکشد درد که از هجر تو دارد تنم دل ز همه کرده فزون میکشد…
گوهر معنی به لب آورد ادب سنجیدگان
گوهر معنی به لب آورد ادب سنجیدگان شام اینجا گشت روشن از سخن فهمیدگان خاک صحرای جنون پیوست با خلد برین آرزو ها شد میسر…
وای بسمل شدم و تیر ِخطایت صدقه
وای بسمل شدم و تیر ِخطایت صدقه قدی موزون تو و ناز و ادایت صدقه محشر آراسته است نوگل ِرویت هر جا عطر ِگیسوی تو…





