گلچین اشعار احمد محمود امپراطور
اشک من از رحمِ بسیار است و بس
اشک من از رحمِ بسیار است و بس از بری آن شوخِ عیار است و بس عقل کار خود کند، دل کار خود در جهان…
این جهان باشد چو صحرای سپنج
این جهان باشد چو صحرای سپنج تازه میگردد به هرجا درد و رنج بی خبر از بود و نابودیم ما خفته ایم چون مار در…
بگذار ترا بی حد و ارقام ببوسم
بگذار ترا بی حد و ارقام ببوسم از بام شروع تا به، شب هنگام ببوسم بگذار که من رشته ای انساج وجودت تا ختم شود…
بهار آمد
بهار آمد آهسته بهار آمد گل گشتِ مزار آمد در شاخچه بار آمد، هم قمری و سار آمد امروز نمی آیی؟، فردا که نمی باشم…
خدا کمک کند تا آن پری مهرش ز سر گیرد
خدا کمک کند تا آن پری مهرش ز سر گیرد ز مُلک بی وفایی پای خود بیرونِ در گیرد میان آتشیم و شعله ها جولانگری…
درین دار جهان نام ِ نیکو بهِ
درین دار جهان نام ِ نیکو بهِ ز آبِ زنده گانی آبرو بهِ ز سیمرغِ که از عالم فرار است کنار ِبیشه سبز عشقِ قوُ…
رفتی و با تو رفت همه صبر و قرار من
رفتی و با تو رفت همه صبر و قرار من در پیش دل نماند دگر اعتبار من طوفانِ آمد و گل عشقم به باد داد…
شهپرِ عشق
شهپرِ عشق شهپرِ عشق کاش چون بال هُما بودی مرا همچو مولانای بلخ رقص ِ سما بودی مرا دیدن روی تو بی چون چرا بودی…
فکر و هوشم بخدا رنگ تماشا ببرد
فکر و هوشم بخدا رنگ تماشا ببرد از در خانه ای دل جانب صحرا ببرد موجِ از عشق وجنون است ز سر تا قدمم گوهرشوق،…
من از این عشق آخر شهره و دیوانه خواهم شد
من از این عشق آخر شهره و دیوانه خواهم شد در این مجلس که می بینم پر پروانه خواهم شد چه جویم از دماغِ خشکِ…





