گلچین اشعار احمد محمود امپراطور
بگذار با دو دیده ای بینا ببینمت
بگذار با دو دیده ای بینا ببینمت چون لاله بین سبزه محیا ببینمت بار دگر شوم به تقاضای وصل تو مجنون عشق گردم و لیلا…
بهار آمد و دیگر هوای یارم کو
بهار آمد و دیگر هوای یارم کو گل بنفشه و نسرین و لاله زارم کو فلک ز برف و خنک میزند سخن با من طراوتِ…
جهانِ راز به دل آرمیده می ماند
جهانِ راز به دل آرمیده می ماند هزار واژه بلب نارسیده می ماند شراب هستی به خُم موج میزند تا حشر حیات گیتی به صبح…
در همه شهر چو من هیچ خریدار تو نیست
در همه شهر چو من هیچ خریدار تو نیست باعثِ شهرت و، هم گرمی بازار تو نیست قامت سرو تو و ،جلوه و ،ناز و…
رفتم ز خاطر تو و یادم نمی کنی
رفتم ز خاطر تو و یادم نمی کنی با نامه و پیام تو شادم نمی کنی ای آشنای خودکشی بیگانه پرورم با التیام عشق ضمادم…
شعله زد به قلب من دیدم آن شنیدنها
شعله زد به قلب من دیدم آن شنیدنها از نسیم جسم تو عطر کرد وزیدنها از اپارتمان خود دیده ام که می بینی تا به…
عید نگاهت همهمه ای جشنواره ها
عید نگاهت همهمه ای جشنواره ها جمع شده به محور چشمت ستاره ها فیض کمال حسن تو بزمی دگر کند انگشت عشق نقش کند چار…
مرغ دل ما را تو مگو بی پر و بال است
مرغ دل ما را تو مگو بی پر و بال است پرواز به مقصد شدن اش سعی وصال است می باش خبر صعب شود سهل…
یاد بادا از دل و جان مبتلا بودی مرا
یاد بادا از دل و جان مبتلا بودی مرا هم گل و؛ هم بلبل و، باد صبا بودی مرا ناز شمشاد و صنوبر بود در…
افسوس کار مُلک به یدی بخردان نشد
افسوس کار مُلک به یدی بخردان نشد از هیچ در امیدی بما ارمغان نشد هر چه بلاست بر سر مظلوم و ناتوان بیداد در حریم…





