احمد شاملو
اين صدا
این صدا دیگر آوازِ آن پرندهی آتشین نیز نیست که خود از نخستاش باور نمیداشتم ــ آهن اکنون نِشترِ نفرتی شدهاست که دردِ حقارتش را…
از این گونه مردن
میخواهم خوابِ اقاقیاها را بمیرم. خیالگونه در نسیمی کوتاه که به تردید میگذرد خوابِ اقاقیاها را بمیرم. □ میخواهم نفسِ سنگینِ اطلسیها را پرواز گیرم….





