غزلیات امیر خسرو بلخی دهلوی
کرشمه کردنت ار چه بلاست، باز ندارم
کرشمه کردنت ار چه بلاست، باز ندارم ولی به تیغ کشی به که تاب ناز ندارم چه روز بود که پیچید نقش زلف تو بر…
کافر خونخواه دنبال شکاری می رود
کافر خونخواه دنبال شکاری می رود پس نمی بیند که آخر بیقراری می رود از دل آواره عمری شد نمی یابم نشان بسکه در دنبال…
فسون چشمش ار خوابم نبستی
فسون چشمش ار خوابم نبستی چرا چشمم چنین در خون نشستی؟ وگر بودی به چشمش مردمی هیچ بدینسان در به روی من نبستی ور از…
غمت با این و با آن گفتم، نگفتم
غمت با این و با آن گفتم، نگفتم اگر چه ترک جان گفتم، نگفتم ترا جان گفتم، ای دلبر تو دانی که من این از…
عمرم در آرزویِ تو رفتهست و میرود
عمرم در آرزویِ تو رفتهست و میرود صبرم به جستجویِ تو رفتهست و میرود رفتی و بویِ زلفِ تو مانْد و هزار دل دنبالِ تو…
عشاق دل غمزده را شاد نخواهند
عشاق دل غمزده را شاد نخواهند خوبان تن ویران شده آباد نخواهند آنان که به سر رشته زلفی برسیدند گردن ز چنان سلسله آزاد نخواهند…
عاشقان خون جگر شربت مقصود کنند
عاشقان خون جگر شربت مقصود کنند ای خوش آن گریه که گه دیر و گهی زود کنند وصل جویان که دم از عشق برآرند روند…
صبحگه، یارب، حدیثی زان دو لب خواهم کشید
صبحگه، یارب، حدیثی زان دو لب خواهم کشید یا شبی از دست تو جام طرب خواهم کشید گر بر آن خمخانه جان دست خواهم یافتن…
صبا آمد، ولی دل بازنامد
صبا آمد، ولی دل بازنامد غریب ما به منزل بازنامد به دریا غرقه شد رخت صبوری که کشتی سوی ساحل بازنامد دل ما رفت با…
شکل موزونت که در دل جا کند
شکل موزونت که در دل جا کند هر که بیند در جهان، سودا کند با قدت بر جا نماند پای سرو باغبانش گر چه پا…





