ای مشک وام داده زلفت به آهوی چین

ای مشک وام داده زلفت به آهوی چین زان زلف مشکفامت عشاق گشته مشکین برخاست بوی ریحان زان طره چو سنبل بنشست باد بستان زان…

Continue Reading...

ای که تاراج دل و دین می دهی

ای که تاراج دل و دین می دهی فتنه را باز این چه آیین می دهی؟ ماه از روی تو می یابد شرف کش به…

Continue Reading...

ای غمزه خون ریز تو خونم به افسون ریخته

ای غمزه خون ریز تو خونم به افسون ریخته افسون چشم کافرت زینگونه صد خون ریخته تا هر که باشد یار تو، بیخود شود در…

Continue Reading...

ای سمن نامه وفا بستان

ای سمن نامه وفا بستان نسخه زان روی دلربا بستان وی بنفشه ز رشک طره تو کوژپشتی بر او عصا بستان خاک او توتیا شد،…

Continue Reading...

ای رهزن عشاق، چه عیار کسی تو

ای رهزن عشاق، چه عیار کسی تو وی ماه شب افروز، چه طرار کسی تو خون است می نوشگوارت ز دل خلق ای ظالم بی…

Continue Reading...

ای دل، ز وعده کج آن شوخ یاد کن

ای دل، ز وعده کج آن شوخ یاد کن خود را به عشوه، گر چه دروغ است، شاد کن بنویس نامه ای و روا کن…

Continue Reading...

ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتم

ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتم گه چراغ روشن و گه ماهتابی داشتم بارها یاد آورم، در خواب بیهوشی روم آن…

Continue Reading...

ای جان ز تن رفته، به تن باز کی آیی؟

ای جان ز تن رفته، به تن باز کی آیی؟ وی سرو خرامان، به چمن باز کی آیی؟ جانی تو که از دوری روی تو…

Continue Reading...

ای به خشم از بر من رفته و تنها مانده

ای به خشم از بر من رفته و تنها مانده تو ز جان رفته و درد تو به هر جا مانده تا تو، ای دیده…

Continue Reading...

ای باد صبحگاه به من نام او بگوی

ای باد صبحگاه به من نام او بگوی خوناب غیرتم به لب جام او بگوی جان بو که خوش برآیدم امروز پیش او چیزی دگر…

Continue Reading...