گهیت از آشنایان یاد ناید

گهیت از آشنایان یاد ناید چنین بیگانه بودن هم نشاید که داد آن بخت خوش روزی که ما را ز در همچون تو خورشیدی در…

Continue Reading...

گل ز رخساره تو بی آب است

گل ز رخساره تو بی آب است مه ز نظاره تو بیتاب است مژه های کژ دلاویزت کجه های دکان قصاب است با خیال تو…

Continue Reading...

گرچه در کشتن عشاق زبون می‌آید

گرچه در کشتن عشاق زبون می‌آید باری آن شکل ببینید که چون می‌آید ای صبا، خاک رهش آر و بینداز به چشم که بلاها همه…

Continue Reading...

گر گذر افتد ترا در کوی جانان، ای نسیم

گر گذر افتد ترا در کوی جانان، ای نسیم خدمت من عرضه کن در خدمت یار قدیم طور هستی را حجاب دیده بینا مساز تا…

Continue Reading...

گر حسن تو آفاق پر آوازه ندارد

گر حسن تو آفاق پر آوازه ندارد سرهای سران بر در دروازه ندارد بی منت پیرایه چنانی تو به خوبی کت هیچ غم غالیه و…

Continue Reading...

گر تو رنج من مسکین گدا بشناسی

گر تو رنج من مسکین گدا بشناسی جور از حد نبری، حد جفا بشناسی من جز از تو نشناسم به حق خدمت تو تو نه…

Continue Reading...

گذشت آن کین دل زارم شکیبا بود یک چندی

گذشت آن کین دل زارم شکیبا بود یک چندی پریشانی زلفش آمد و زد راه خرسندی جز این شیرینی اندر عیش تلخ خود نمی بینم…

Continue Reading...

کسی که دیدن آن چشم خوابناک رود

کسی که دیدن آن چشم خوابناک رود عجب مدان که به خواب خوشش هلاک رود زمین به یاد لبت بوسه می زنم، لیکن چگونه آرزوی…

Continue Reading...

کدام دل که تو غمزده زدی فگار نشد؟

کدام دل که تو غمزده زدی فگار نشد؟ کدام کس که ترا دید و بی قرار نشد؟ حرام باد زخاک تو بر در هر چشم…

Continue Reading...

قمر برید ز من مهر و من خراب قمر

قمر برید ز من مهر و من خراب قمر شبم دراز چو گیسوی نیمتاب قمر خرابه ها همه چون از قمر شود روشن چراست تیره…

Continue Reading...