یار اگر برگشت در تیمار بودن هم خوش است

یار اگر برگشت در تیمار بودن هم خوش است ور شکیبایی بود بی یار بودن هم خوش است عزتی گر نیست ما را نزد خوبان،…

Continue Reading...

وقتی اندر سر کویی گذری بود مرا

وقتی اندر سر کویی گذری بود مرا وندران کوی نهانی نظری بود مرا جان به جایست، ولی زنده نیم من، زیرا مایه عمر به جز…

Continue Reading...

هنوزت ناز گرد چشم خواب‌آلود می‌گردد

هنوزت ناز گرد چشم خواب‌آلود می‌گردد هنوز از تو شکیب عاشقان نابود می‌گردد چرا دیوانگی نارد مرا در گرد کوی او؟ که در هر گوشه…

Continue Reading...

همه شب فرو نیاید به دلم کرشمه سازی

همه شب فرو نیاید به دلم کرشمه سازی ز شب است اینکه دارم غم و ناله درازی به نمازش ار چه بینم چپ و راست…

Continue Reading...

هر که زیر پیرهن بیند مرا

هر که زیر پیرهن بیند مرا مرده اندر کفن بیند مرا خویش را من خود کسی دانم ولی یار اگر از چشم من بیند مرا…

Continue Reading...

هر کسی را در بهاران دل به گلزاری کشد

هر کسی را در بهاران دل به گلزاری کشد وین دل بدروز من سوی جفا کاری کشد وقتی، ار این زارمانده دل به باغی خوش…

Continue Reading...

هر شب منم ز هجر پریشان و دیده تر

هر شب منم ز هجر پریشان و دیده تر دل از برم رمیده و من زو رمیده تر افغان ز تو که هست به گوشت…

Continue Reading...

هر دم غم خود با دل افگار بگویم

هر دم غم خود با دل افگار بگویم چون زهره آن نیست که با یار بگویم دشنام که می گفت شبی، هم ز زبانش هر…

Continue Reading...

نوشین لبی که لعلش نو کرد جام جم را

نوشین لبی که لعلش نو کرد جام جم را هست از پیش خرابی درویش و محتشم را من خاک پای مستی کانجا که ریخت جرعه…

Continue Reading...

نه بی یادت برآید یک دم از من

نه بی یادت برآید یک دم از من نه بی رویت جدا گردد غم از من بزن بر جانم آن زخمی که دانی به شرط…

Continue Reading...