بت محمل نشین من مگر حالم نمی داند

بت محمل نشین من مگر حالم نمی داند که می بندد برین دل بار و محمل تند می راند جمازه در ره و آویخته دل…

Continue Reading...

باز وقت آمد که من سر در پریشانی نهم

باز وقت آمد که من سر در پریشانی نهم روی زیبا بینم و بر خاک پیشانی نهم سوده گشت از سجده راه بتان پیشانیم چند…

Continue Reading...

باز بهر جان ما را ناز در سر می‌کنی

باز بهر جان ما را ناز در سر می‌کنی دیده بیننده را هردم به خون تر می‌کنی گر چو مویم می‌کنی، بهر عدم هم دولت…

Continue Reading...

باز آمد آن که سوخته اوست جان من

باز آمد آن که سوخته اوست جان من خون گشته از جفاش دل ناتوان من هر چند بینمش، هوسم بیش می شود روزی در این…

Continue Reading...

با غمت شادی جهان هوس است

با غمت شادی جهان هوس است شادی من همین غم تو بس است از دهان تو چون نفس نزنم مر مرا بیم تنگی نفس است…

Continue Reading...

ای یار پرنمک، جگرم ریش می‌کنی

ای یار پرنمک، جگرم ریش می‌کنی قصد هلاک سوخته خویش می‌کنی از دیده شرم دار، گرت بیم آه نیست بی‌موجبی چرا دل من ریش می‌کنی؟…

Continue Reading...

ای گل، صفت حسنت بر وجه حسن گویم

ای گل، صفت حسنت بر وجه حسن گویم سر تا به قدم جانی، کفر است که تن گویم آن میم دهان داند از ابروی چون…

Continue Reading...

ای کز رخ تو دیده، همه جان و جهان دید

ای کز رخ تو دیده، همه جان و جهان دید در حیرت آنم که ترا چون بتوان دید با قد تو بلبل سخن سرو همی…

Continue Reading...

ای صبا، بوسه زن ز من در او را

ای صبا، بوسه زن ز من در او را ور برنجد، لب چو شکر او را چون کسی قلب بشکند که همه کس دل دهد…

Continue Reading...

ای زلف تو هر گره گشادی

ای زلف تو هر گره گشادی وی خط تو خطه و سوادی ای چشم مرا چراغ خانه در سر مکن از کرشمه بادی در راه…

Continue Reading...