اهل خرد که دل به جهان در نبسته‌اند

اهل خرد که دل به جهان در نبسته‌اند زان است کز وی آرزویی برنبسته‌اند دل را فراخ کن ز پی صید آسمان زیرا ملک به…

Continue Reading...

آنجاست دل من و هم آنجاست

آنجاست دل من و هم آنجاست کان کج کله بلند بالاست خوابش دیدیم دوش و مستیم کان خواب هنوز در سر ماست آهسته رو، ای…

Continue Reading...

آن طره به روی مه بنهاد سر خود را

آن طره به روی مه بنهاد سر خود را از خط غبار آن رخ پوشیده خور خود را چون دید گل رویش در صحن چمن،…

Continue Reading...

آن چشم شوخ را بین هر غمزه‌ای بلایی

آن چشم شوخ را بین هر غمزه‌ای بلایی وان لعل ناب بنگر هر خنده‌ای جفایی هر ابرویی ز رویت محراب بت‌پرستی هر تار مو ز…

Continue Reading...

آمد آن یاری که در دل جای اوست

آمد آن یاری که در دل جای اوست راحت جان صورت زیبای اوست آشنایی تازه کرد این سرکه او ز آشنایان قدیم پای اوست یک…

Continue Reading...

اگر چشم تو روزی بر مه افتد

اگر چشم تو روزی بر مه افتد مه از خورشید باشد، در ته افتد وگر شکل زنخدانت ببیند روانی آب حیوان در چه افتد چو…

Continue Reading...

از نکو بد نگو نمی آید

از نکو بد نگو نمی آید تو نکویی، نکو نمی آید با من اربد کنی، نکو کن، از آنک بد جز از تو نکو نمی…

Continue Reading...

از رخت ارغوان نمودار است

از رخت ارغوان نمودار است وز رخم زعفران نمودار است نقش سودا که هست بر جانم لب و خطش ازان نمودار است آن ستاره که…

Continue Reading...

دل برد و زهره نیست که آن باز خواهمش

دل برد و زهره نیست که آن باز خواهمش یا خود ز صبر رفته نشان باز خواهمش زانجا که ناصبوری دیوانگان بود پیداش دل دهم…

Continue Reading...

یک سخن گر زان لب شکرفشان بیرون کشم

یک سخن گر زان لب شکرفشان بیرون کشم صد دل گمگشته را از وی نشان بیرون کشم آرزو دارم میانت بنگرم بی پیرهن ماه من…

Continue Reading...