خوش بود باده گلرنگ در ایام بهار

خوش بود باده گلرنگ در ایام بهار خاصه در سایه گلهای تر اندام بهار عاشق زار بهار است نهانی سوسن لیک از شرم نیارد به…

Continue Reading...

خه از کجاها می رسی آلوده می همچنین

خه از کجاها می رسی آلوده می همچنین در خون شده زلف آنچنان، رخسار پر خوی همچنین چون دشمنانم، می کشی، من خود شدم کشته،…

Continue Reading...

خط کز لب آن پسر دمیده ست

خط کز لب آن پسر دمیده ست افسون است که بر شکر دمیده ست بنگر که ز آب دیده یکی ست آن سبزه خوش که…

Continue Reading...

خانه ام ویران شد از سودای خوبان عاقبت

خانه ام ویران شد از سودای خوبان عاقبت گشت دل مدهوش و دل شیدای خوبان عاقبت هشت سر بر دوش من باری و باری می…

Continue Reading...

چون شکر زان دو لعل تر بکنم

چون شکر زان دو لعل تر بکنم دل نخواهم که از شکر بکنم لب تو آب زندگانی را ترعه خون شود، اگر بکنم تا بسوزم…

Continue Reading...

چو مهر می کند از مشرق پیاله طلوع

چو مهر می کند از مشرق پیاله طلوع شود منور از انوار او جهان مجموع جهان پیر چو روشن شد از فروغ قدح چه باک،…

Continue Reading...

چو جان عاشقان آن ماه را سلطان و خان سازد

چو جان عاشقان آن ماه را سلطان و خان سازد جهانی پیش او خود را غلام رایگان سازد خرامان می رود آن شوخ و در…

Continue Reading...

چه داغهاست که بر سینه فگارم نیست

چه داغهاست که بر سینه فگارم نیست چه دردهاست که بر جان بی قرارم نیست دلم ز کوشش خون گشت و کام دل نرسید چه…

Continue Reading...

چند ز دور بینمت، وه که دلم کباب شد

چند ز دور بینمت، وه که دلم کباب شد چند ز غصه خون خورم، وای که خونم آب شد شورش بخت هست خود، خنده نمی…

Continue Reading...

چشم گردنده او با همه کس می گردد

چشم گردنده او با همه کس می گردد چون رسد دور به من، خود به هوس می گردد زلف کژباز تو بابنده به صد بوالعجبی…

Continue Reading...