خطاب طلعت تو نامه زمین کردند

خطاب طلعت تو نامه زمین کردند فرشتگان همه بر رویت آفرین کردند به زیر هر خم مویی برای کشتن خلق هزار فتنه چو دزدان شب…

Continue Reading...

خبری ده به من، ای باد که جانان چونست

خبری ده به من، ای باد که جانان چونست آن گل تازه و آن غنچه خندان چونست با که می می خورد آن ظالم و…

Continue Reading...

چون گذر بر خاک داری بر سرت این باد چیست

چون گذر بر خاک داری بر سرت این باد چیست چون ز گل بنیاد داری دل بر این بنیاد چیست کار چون تقدیر دارد ز…

Continue Reading...

چو نقش چشم توام در دل حزین گردد

چو نقش چشم توام در دل حزین گردد مرا نفس به دل خسته تیغ کین گردد ترا به دیده کشم، لیک غیرتم بکشد که با…

Continue Reading...

چو خشم مست تو در خوابگاه ناز بخفت

چو خشم مست تو در خوابگاه ناز بخفت بر آستانت مرا سخت حیله ساز بخفت ز ناز بازی چشمت امیدوار شدم ولی دریغ که چشمت…

Continue Reading...

چه شکل است این که می آید سمند ناز بر کرده

چه شکل است این که می آید سمند ناز بر کرده هزاران جان و دل آویزه بند کمر کرده گهی خواهم کشم دیده، گهی خواهم…

Continue Reading...

چندان که یار ما را در حسن ناز باشد

چندان که یار ما را در حسن ناز باشد ما را هزار چندان با او نیاز باشد عمری به سوی زلفش سرگشته چون نسیمم بیماروار…

Continue Reading...

چشم من خنده شیرین تو گریان دارد

چشم من خنده شیرین تو گریان دارد دل من را لب پر شور تو بریان دارد خاطرم میل کند با تو و پیدا نکند سینه…

Continue Reading...

جهان تا مه روشنت ساخته

جهان تا مه روشنت ساخته ز دلها فلک خرمنت ساخته رخ خویش تا بیند اندر رخت مه آیینه روشنت ساخته قضا کرده یک جا هزار…

Continue Reading...

جانا، چو تویی دگر نیاید

جانا، چو تویی دگر نیاید مردم ز تو خوبتر نیاید هم رنگ رخت سمن نگیرد هم تنگ لبت شکر نیاید روزی که تو برنخیزی از…

Continue Reading...