غزلیات امیر خسرو بلخی دهلوی
به سر من اگر آن طرفه پسر باز آید
به سر من اگر آن طرفه پسر باز آید عمر من هر چه برفته ست ز سر باز آید زو نبودم به نظر قانع و…
به پیران سر به کوی عاشقی رندانه خواهم شد
به پیران سر به کوی عاشقی رندانه خواهم شد به سودای پری رویی ز سر دیوانه خواهم شد چنین کاندر زبان خلقی گرفتندم به بیهوده…
بشکفت گل در بوستان آن غنچه خندان کجا
بشکفت گل در بوستان آن غنچه خندان کجا شد وقت عیش دوستان آن لاله و ریحان کجا هر بار کو در خنده شد چون من…
برهم بماند دیده، کس ازان سوار نامد
برهم بماند دیده، کس ازان سوار نامد خبری ز خود ندام که خبر زیار نامد چه کنم، اگر چو نرگس نکنم سفید دیده که ز…
بر جمالت مبتلایم، چون کنم؟
بر جمالت مبتلایم، چون کنم؟ من به عشقت برنیایم، چون کنم؟ لاف عشقت می زنم، جانا، ولی پس فقیر بینوایم، چون کنم؟ گفتی «از کویم…
بختم از خواب در آمد چو تو با من خفتی
بختم از خواب در آمد چو تو با من خفتی نه در آغوش که در دیده روشن خفتی هر دمی گردی و در دیده ناخفته…
ببار باده روشن که صبح روی نمود
ببار باده روشن که صبح روی نمود که در چنین نفسی بیشراب نتوان بود شراب در دلم و توبه هم، کجاست قدح؟ که دل بشویم…
باز گل می آید و دل در بلا خواهد فتاد
باز گل می آید و دل در بلا خواهد فتاد شورشی در جان بی سامان ما خواهد فتاد باز آن یار پریشان کار در خواهد…
باز بر خونم کمر بربسته ای
باز بر خونم کمر بربسته ای وان دو ابروی سر بر بسته ای من میان بر بستنت را بنده ام موی را گویی کمر بر…
باز ابر آمد و بر سبزه درافشانی کرد
باز ابر آمد و بر سبزه درافشانی کرد برگ گل را صدف لولوی عمانی کرد قدح لاله چو از باد صبا گردان گشت مست شد…





