مانا که بگشاید دلم، بندی ز گیسو باز کن

مانا که بگشاید دلم، بندی ز گیسو باز کن گم گشتگان عشق را پنهان یکی آواز کن غمهاست در هر دل ز تو، هر یک…

Continue Reading...

ما در این شهر پای بند توایم

ما در این شهر پای بند توایم عاشق قامت بلند توایم مرده آن دهان چون پسته کشته آن لب چو قند توایم می دوانی و…

Continue Reading...

لب لعلت به لطافت گرو از جان ببرد

لب لعلت به لطافت گرو از جان ببرد روی رنگین تو آب گل خندان ببرد سرو بالای تو، گر سوی چمن بخرامد به تگ پاگرو…

Continue Reading...

گمراه شدم، ره سوی جانان ز که پرسم؟

گمراه شدم، ره سوی جانان ز که پرسم؟ وز هجر بمردم، خبر جان ز که پرسم؟ از سرزنش مرده دلان جان به لب آمد داروی…

Continue Reading...

گل آمد و هر مرغی زد نغمه به هر باغی

گل آمد و هر مرغی زد نغمه به هر باغی هر فاخته ای دارد با همسر خود داغی از باد صبا هر کس بشکفته چو…

Continue Reading...

گر نه کمند بلاست بر دل عشاق تو

گر نه کمند بلاست بر دل عشاق تو بهر چه نازی کند زلف تو بر ساق تو تو که به غلتاق تنگ چست در آمد…

Continue Reading...

گر سخن زان لب چون نوش شود

گر سخن زان لب چون نوش شود پسته را خنده فراموش شود ور حدیث در دندانت کنم صدف آنجا همه تن گوش شود ز آسمان…

Continue Reading...

گر چه به نظاره ایم، نیز نخوانی

گر چه به نظاره ایم، نیز نخوانی دیده بد دور ازان جمال و جوانی ما ز تو نزدیک می شویم به مردن گاه خرامش مگر…

Continue Reading...

گر بر عذار سیمین زلفش دوتو نماند

گر بر عذار سیمین زلفش دوتو نماند آویخته دل من در تار مو نماند حیران نماند، نی نی آنکو بدید رویش در کار خویش ماند،…

Continue Reading...

گاهم ز غمزه‌ها هدف تیر می‌کنی

گاهم ز غمزه‌ها هدف تیر می‌کنی گاهم زبون چشم زبون گیر می‌کنی من جامه کاغذین کنم از رشک کاغذت کان را چو برگ که هدف…

Continue Reading...