خطی از لعل جانان می برآید

خطی از لعل جانان می برآید که دود از روزن جان می برآید سر زلفش بنفشه دسته بسته ز اطراف گلستان می برآید برآمد ماه…

Continue Reading...

خراب کرد به یک بار خواب نرگس مستم

خراب کرد به یک بار خواب نرگس مستم خبر دهید به جانان که دل برفت ز دستم ز بس که این دل خون گشته در…

Continue Reading...

چون گشادی دهان شکر خند

چون گشادی دهان شکر خند تنگ شکر شود گشاده ز بند در ببندی دو لب، دو عمر دهی که دو جان می کنی به هم…

Continue Reading...

چون آن بت از سر کو با هزار ناز برآید

چون آن بت از سر کو با هزار ناز برآید ز خلق هر طرفی آه جانگداز بر آید ز تندباد جگرها مرا درونه بلرزد گلی…

Continue Reading...

چو خاست صبحدم آن مه ز خواب پژمرده

چو خاست صبحدم آن مه ز خواب پژمرده گل رخش ز خمار شراب پژمرده شدند خوبان پژمرده زان جمال چنانک شود شکوفه تر ز آفتاب…

Continue Reading...

چه شدت که از کرشمه نظری به ما نکردی؟

چه شدت که از کرشمه نظری به ما نکردی؟ سخنی برون ندادی، شکری عطا نکردی چو گیا به خاک سودم سر خود به زیر پایت…

Continue Reading...

چنین کان خنده شیرین تو کردی

چنین کان خنده شیرین تو کردی هلاک عاشقان آیین تو کردی جفا می کرد بر من خود زمانه بلای عشق تا شد، این تو کردی…

Continue Reading...

چشم یارم دوش بی هنگام خواب آورده بود

چشم یارم دوش بی هنگام خواب آورده بود وز تکبر غمزه شوخش عتاب آورده بود تاب زلفش برده بود از چهره شب تیرگی وز فروغ…

Continue Reading...

جهان چه بینم، چون دیدنی نمی‌ارزد

جهان چه بینم، چون دیدنی نمی‌ارزد خوش است دهر به پرسیدنی نمی‌ارزد از آنست خواب اجل چشم بند جمله جهان که نقش‌های جهان دیدنی نمی‌ارزد…

Continue Reading...

جانا، شبی به کوی غریبان مقام کن

جانا، شبی به کوی غریبان مقام کن چون جان دهیم در کف پایت خرام کن داری به زیر غمزه و لب مرگ و زندگی تا…

Continue Reading...