کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است

کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است بلای عشق کشد هر که آدمی رنگ است چه نقش بندی از اندیشه ای که بی عشق…

Continue Reading...

کدام سوی روم کز فراق امان یابم؟

کدام سوی روم کز فراق امان یابم؟ کدام تیره شب هجر را کران یابم؟ ز تند باد فراقم بریخت برگ وجود کجاست بویی از آن…

Continue Reading...

کار بالای تو تا بالا گرفت

کار بالای تو تا بالا گرفت در همه دلها خیالت جا گرفت هر که رفتار تو دید از بیم جان هم ترا بهر شفاعت پا…

Continue Reading...

فریاد از این جفا که من از یار می کشم

فریاد از این جفا که من از یار می کشم اندک همی شمارم و بسیار می کشم خاکم که کوب می خورم و پست می…

Continue Reading...

غم کشت مرا آن بت نوشاد نیامد

غم کشت مرا آن بت نوشاد نیامد گنجشک برمد از خفه، صیاد نیامد عاشق شدم، این بود گنه، وای که هجرش جان برد و ازین…

Continue Reading...

عشقت خبر ز عالم بیهوشی آورد

عشقت خبر ز عالم بیهوشی آورد اهل صلاح را به قدح نوشی آورد رخسار تو که توبه صد پارسا شکست نزدیک شد که رو به…

Continue Reading...

عالم آشوب تر از طره طرار خودی

عالم آشوب تر از طره طرار خودی فتنه انگیزتر از غمزه خونخوار خودی پای افشرده و زانو زده ای در کاری دامنت چون بگرفته ست…

Continue Reading...

عاشق سوخته دل زنده به جانی دگر است

عاشق سوخته دل زنده به جانی دگر است زین جهانش چه خبر کو به جهانی دگر است بس که از خون دلم لاله خونین بشکفت…

Continue Reading...

صبح چون از روی مشرق رو نمود

صبح چون از روی مشرق رو نمود صحن مینا روضه مینو نمود گیسوی شب شد سفید و آفتاب نور شیبش از ته گیسو نمود هندوی…

Continue Reading...

شوق توام باز گریبان گرفت

شوق توام باز گریبان گرفت اشک دوان آمد و دامان گرفت سهل بود ترک دو عالم، ولی ترک رخ و زلف تو نتوان گرفت جان…

Continue Reading...