هیچ شکر چو آن دهان دیدی؟

هیچ شکر چو آن دهان دیدی؟ هیچ تنگ شکر چو آن دیدی؟ این زمانت که در کنار آمد جز کمر هیچ در میان دیدی؟ در…

Continue Reading...

همی گویم که وقتی، ز آن مشتاقان مجنون شو

همی گویم که وقتی، ز آن مشتاقان مجنون شو تو، نافرمان بدخو را نمی گویم که اکنون شو چه حاجت نامه های درد ما را…

Continue Reading...

هرکسی روز وداع از پی محمل می‌شد

هرکسی روز وداع از پی محمل می‌شد تو مپندار که آن دلبرم از دل می‌شد هیچ منزل نشود قافله از آب جدا زان که پیش…

Continue Reading...

هر که در پیش چشم روشن ماست

هر که در پیش چشم روشن ماست گوییا آفت دل و تن ماست چشم ما گر نمی شود، ماناک آن همان آفتاب روشن ماست لاله…

Continue Reading...

هر شکر خنده که آن لعل شکر خنده کند

هر شکر خنده که آن لعل شکر خنده کند بر دل زیرک و بر جان خردمند کند زلف ازان می برد آن شوخ که شبهای…

Continue Reading...

هر سر که به سودای تو از پای در آمد

هر سر که به سودای تو از پای در آمد از خاک کف پای تواش تاج سر آمد دست از همه خوبان جهان شست به…

Continue Reading...

نیاید گر چه هرگز از فرامش گشتگان یادش

نیاید گر چه هرگز از فرامش گشتگان یادش غلام آن سر زلفم که در هم می کند بادش به مکتب دانشی ناموخت جز آزار مسکینان…

Continue Reading...

نه یک دل، ار چه هزار است، آن او دانم

نه یک دل، ار چه هزار است، آن او دانم که من کرشمه آن ترک فتنه جو دانم مرا چو بخت بد است، ار چه…

Continue Reading...

نگارم در گلستان رفت و خارم پیش می‌آید

نگارم در گلستان رفت و خارم پیش می‌آید ز خارا هم کنون بر من هزاران نیش می‌آید رقیبت مهربانی هشت و ما را دشمن جان…

Continue Reading...

نشدش دل که دمی پهلوی ما بنشیند

نشدش دل که دمی پهلوی ما بنشیند گل هم آخر قدری پیش گیا بنشیند جان من یاد کن آن را که به بوی چو تویی…

Continue Reading...