وقتی غباری زآستان بفرست سوی چاکرت

وقتی غباری زآستان بفرست سوی چاکرت تا کی تهی چشم کند با دیده‌ام خاک درت دستی بده، ای آشنا، درماندگان را، چون که شد غرقه…

Continue Reading...

هوایی خرم است و هر طرف باران همی بارد

هوایی خرم است و هر طرف باران همی بارد نگویم قطره کز بالا گل و ریحان همی بارد نگون سر شاخهای سبزه گویی در همی…

Continue Reading...

همی خواهم ترا بینم، نظر سویی که من دارم

همی خواهم ترا بینم، نظر سویی که من دارم به خوبان دیدنم خو شد، عجب خویی که من دارم اگر بر خاک می غلتم مرا…

Continue Reading...

هر گاه مرغی از سر شاخی نوا زند

هر گاه مرغی از سر شاخی نوا زند آید به دل کسی و ره جان ما زند فریاد از آن دلی که به فریاد هر…

Continue Reading...

هر کسی گاه جوانی تگ و پویی دارد

هر کسی گاه جوانی تگ و پویی دارد گشت باغی و نشاط لب جویی دارد کس نپرسد که کجایم من بی خانه و جای؟ هر…

Continue Reading...

هر شب، ای ماه، کجا می گردی؟

هر شب، ای ماه، کجا می گردی؟ از من خسته جدا می گردی گر به ذکر تو دمی گردد دل هیچ گرد دل ما می…

Continue Reading...

هر روز دیده بر ره یاد صبا نهم

هر روز دیده بر ره یاد صبا نهم بر دیدگان خاک درش توتیا نهم زو صد جفا کشم که نیارم به روی گفت کاین درد…

Continue Reading...

نی مجال آن که او را از دل خود برکشم

نی مجال آن که او را از دل خود برکشم نی دل خالی که در دل دلبری دیگر کشم دیده را گر حق آن نبود…

Continue Reading...

نه مرا خواب به چشم و نه مرا دل در دست

نه مرا خواب به چشم و نه مرا دل در دست چشم و دل هر دو به رخسار تو آشفته و مست پرده بدرید، کس…

Continue Reading...

نگارا، چون تو زیبا کس ندیده ست

نگارا، چون تو زیبا کس ندیده ست چنان رویی، نگارا، کس ندیده ست نهان می دار از من خویشتن را چنین خود آشکارا کس ندیده…

Continue Reading...